۷.۱۱.۹۸

آدمایی مثل ما


آدمی‌ نیازی به محبوس شدن در یک سلول زندان را ندارد. او خود سلولش را بروی شانه‌هایش بهمه جا میکشد و هر زمان فکر می‌کند که جلو میرود ، دو گام بعقب پرت میشود.

راستش اینطور که ما زندگی‌ می‌کنیم، خیلی‌ عجیب هم نیست که سر از ناکجاآباد در می‌آوریم. فرقی‌ هم نمیکند که در کجای زمین ایستاده باشیم و از کدامین محور حرکت کنیم. و بعد شگفتزده‌ میپرسی‌ که چگونه سر از اینجا درآوردی و چرا راهِ گریز نیست.

یک چیزی در درون ما فاسد شده، گندیده، شکسته، خرد شده، لهیده، سرِجایش نیست. کمبود چیزی که نمیدانی چیست ولی‌ نبودش آزارت میدهد، نارضایتی‌ جاودانه بهمراه دارد. برای آدما دیگر رویایی باقی‌ نمانده.

سناریو سریال بنشی

انسان در متن عناصر میخوابید


روزی که دانش لب آب زندگی میکرد
انسان در تنبلی لطیف یک مرتع
با فلسفه های لاجوردی خوش بود
در سمت پرنده فکر میکرد
با نبض درخت نبض او میزد
مغلوب شرایط شقایق بود
مفهوم درشت شط
در قعر کلام او تلاطم داشت
انسان در متن عناصر میخوابید
نزدیک طلوع ترس بیدار میشد

اما گاهی
آواز غریب رشد
در مفصل ترد لذت میپیچید
زانوی عروج خاکی میشد
آنوقت انگشت تکامل
در هندسه دقیق اندوه
تنها میماند.


چکامه "از آب به بعد" از دفتر "ما هیچ ما نگاه" – سهراب سپهری


۱.۱۱.۹۸

قدرت ز برای کار تو ساخت, این قبه ٔ نغز بیکران را


برای زندگی‌ کردن راههای ساده‌ای هم وجود دارد:
 
-غرق شدن تو مواد مخدر بجای جنگیدن برای زندگی‌.
-بیتفاوتی بجای درگیری برای زندگی‌.

-دزدی کردن بجای کار کردن برای زندگی‌. 
-کتک زدن بچه بجای تربیت او برای زندگی‌.
-.......
تفاوت فقط در "اما به چه قیمتی" است؟

۲۷.۱۰.۹۸

مگر اینکه اهورامزدای ایران به داد ایرانیان برسد


ای اراذل جهنمی دیگر بس است، ۴۰ سال مادی و معنوی، چاپیدید و غارت کردید،
کشتار کردید، ویران ساختید، دزدیدید، شکنجه کردید، تجاوز کردید، جوانان را کشتید، 
بسه دیگه، بس کنید،‌ ای از هرچی‌ ابلیس پلیدتر بس کنید.
 

مگر اینکه اهورا مزدای ایران شر اهریمن خبیث را از سر ملت تحت ستم و ظلم غربی‌های بغایت روانی‌ و وحشی و نوکران جهنمی آنان، کم کند، و به این اشغالگری ناجوانمردانه و وحشیانه پایان دهد، واگرنه این ملت در چنگال بد اهریمنی اسیر شده و ابلیس خبیث بد تاری بدور این ملت پیچانده.

۱۹.۱۰.۹۸

چنین گفت زرتشت


 آنچه که میپنداری، می‌گویی و انجام میدهی‌، تبدیل به دوستان و دشمنانِ همیشگی‌ و جاودان تو میگردند. دوستان جدا نشدنی‌ و دشمنان رها نگشتنی و خلاصی نیافتنی.

چرا با وجود داشتنِ همه آنچه که روزگار می‌‌طلبد، همچنان احساس خوبی‌ نداری و سنگینی‌ همیشگی‌ غم با چهره و درونت همامیخته است، میپرسد آشفته ای.

چرا شادی‌ها عمری به طولانی کف امواج دریا دارند، میپرسد بینوایی.

و چرا‌هایی‌ از ایندست، میپرسد بشریت.

چون دوستان و دشمنانی که پروریده ای، از جنسی‌ که باید باشند، نیستند، پاسخ میدهد زرتشت.

بازی با جان و مال ملت ایران ادامه دارد


سیرکی که در چند روز گذشته با طراحی‌ غربی و با عملکرد تروریست‌ها و نوکران و جیره خواران آنان، گروه جنایتکاری بنام جمهوری اسلامی، راه افتاده، مانند ۴۰ سال گذشته، بمنظور و با هدف کشتار هرچه بیشتر ملت ایران همچنان ادامه دارد. و اینبار هم مانند هزاران بار گذشته و آزموده شده، ایرانیها میمیرند و مالشان بباد فنا میرود تا هدف غربی‌ها که تنها و تنها، ادامه و ثبات اشغالگری در ایران است, تحقق پذیرفته و در ضمن جایگاه نوکران خود که روی هرچی‌ تروریست مخوف و جنایتکار است را سپید کرده ا‌ند، در برابر ملت بجان و جنون رسیده ایران، هم تحکیم یافته و تائید و بزرگ نمایی شده باشد .
ملتی که ۴۰ سال است زیر بار جهل و جنون و جنایت قد خمیده و ایستادگی نتوانست کرد.


۲۳.۹.۹۸

مد فرانسوی برای اعراب


تا ۴۰ سال پیش که غربیها از گرسنگی بخود میپیچیدند، هزار و یک طرفند میزدند تا مردم دنیا را بچاپند. یکی‌ از این طرفند ها، ساخت مؤسسات پر طمطراق و دهان پر کن، مانند سازمان ملل، دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق کودکان، ثبت و حفاظت از آثار تاریخی‌، دفاع از دمکراسی، کمیته‌های ورزشی (که البته این نوع کمیته‌های جهانی‌ ورزشی هنوز اعتبار داشته و از این راه کشور‌ها را تحت فشار گذاشته و چپاول میکنند، مثلا قطر و امیر بغایت ابلهش را بیش از یک میلیون بار چاپیدند تا اجازه یابد مسابقات فوتبال جهانی‌ را برگزار کند!) و مؤسسات و سازمان هایی‌ از ایندست بود که با خالیبندی بنام خود میزدند، و خود را مبصر و مرشد کرده و از این راه و از طریق فریفتن احمق‌ها پول بجیب میزدند و البته هنوز هم میزنند. هرچند که امروزه با وقاحت لشگر جهنمی و متجاوز و جنایتکار خود به نام ناتو را فرستاده و در روز روشن به کشور‌های ثروتمند مانند ایران، نیجریه، سومالی، لیبی‌، عراق، سوریه و و و حمله مستقیم و غیر مستقیم (توسط تروریست‌ها و نوکران جنایتکار خود) کرده و ثروت‌های این کشور‌ها را چپاول و غارت نموده و مردمش را کشتار و سرزمین‌ها را ویران میسازند و آب هم از آب تکان نمیخورد که هیچ، یک چیزی هم دنیا به آنها بدهکار میشود.

یکی‌ دیگر از روشهای پول بجیب زدن غربی‌ها در گذشته (و کم و بیش امروزه ) مضحکه‌ای به نام بازار مد و برند بود. هر ساله در انگلیس و فرانسه و ایتالیا مینشستند و از خودشون مد در کرده و از این طرق احمق‌های دنیا را میفریفتند و هرچه دوست داشتند به آنان بعنوان زیبائی و مدرنیته حقنه میکردند. امروزه این بازار تا حد بسیاری در غرب تخته شده و تنها تعداد معدودی تازه بدوران رسیده و نوکیسه هنوز گله وار در میدان زندگی‌ چریده میشوند. و بیشتر مردم غرب به تنها چیزی که وقعی‌ نمینهند، بازار مد است. ولی‌ خوب تازه بدوران رسیده هایی که جد در جد در تیره روزی و فقر و محرومیت و گرسنگی بسر برده و امروزه با دزدی و جنایت، به لفت و لیلسی رسیدند، هنوز بدنبال این اراجیف که بعنوان ارزش به آنان قبولانده شده، میدوند.



دروغگو


وقتی‌ کسی‌ دروغ میگوید، میزان ادرنلین و هیستامین در خونش افزایش یافته و این بالا رفت بر روی رفتارش اثر می‌‌گذارد و میتوان از طریق ۱۱ نشانه رفتاری که دروغگو از خود نشان میدهد، او را شناخت.

دروغگو خود را میخاراند، سرفه می‌کند، بدنش را کش میدهد، به موهایش دست میکشد، به بدنش پیچ و تاب میدهد و یا جابجا میشود، گردن میکشد و یا به گفته عوام قلنج گردنش را میشکند ، با انگشتانش ضرب می‌گیرد، عمیق نفس میکشد، گلو و یا صدایش را صاف می‌کند، به ساعتش نگاه می‌کند و یا زمان را چک می‌کند، پلک بهم میزند، صداش میلرزد و نشانه‌هایی‌ از ایندست که در زمان دروغگویی بیربط بنظر میرسد.


البته باید یاداوری کرد که این نشانه‌ها را کسانی‌ از خود نشان میدهند که این ۱۱ عاملِ شناسایی دروغگو را نمیشناسند. دروغگو‌های حرفه ای، مانند اکثر غربی ها، کاملا با این نشانه‌ها آشنائی دارند و از خود در زمان دروغگویی نه تنها هیچ ردی بجا نمیگذارند، بلکه طوری رفتار میکنند که هیچ جای شک و شبهه‌ای هم بجا نماند.

گرگ گیا بره ست و بره گرگ را گیا


۳۰.۸.۹۸

کاسه صبر درختان پر شدهست


به یاری ملت تحت ظلم و ستمِ اجانب ترک و عربِ نوکر غربی، و ایرانِ تحت اشغال بشتابیم و نگذاریم یکبار دیگر، فریاد آزادی ایران و ایرانی‌ و تظاهرات براه افتاده به نفع ترک و یا عرب تمام شده و یکی‌ از این دو از این موج براه افتاده، دوباره به نفع خود میوه چیند و مانند بار پیشین، کاندیدای ترک‌ها و امثال آخوند حسن مکارِ جنایتکارِ نوکرِ ترکیه به جنایت و چپاول در ایران ادامه دهد و جبهه معتاد و روانی‌ آخوند خامنه‌ای برای از دست ندادن جایگاه قصبی خود، اینبار هم کوتاه آمده و قدرت و ریاست جمهوری را به ترکا واگذار کند. و مانند دفعات گذشته, نتیجه به تنگ آمدن ایرانیان، تنها کشته شدن و زندانی گشتن بهترین جوانان ایران گردد. یکبار برای همیشه ریشه این اشغال گری را از ایران برچینیم. ایران را پس بگیریم. پدران و نیاکان ما اولین انسان‌های متمدن و آزاده روی کره زمین بودند، راه آنان را پی بگیریم که هیچ راهی‌ بجز راه پارسی، و یا راه راستی‌ وجود ندارد.

شاهرگهای زمین از داغ باران پر شدهست
آسمانا کاسه صبر درختان پر شدهست

زندگی چون ساعت شماطه دار کهنه ای
از توقفها و رفتنهای یکسان پر شدهست

چای مینوشم که با غفلت فراموشت کنم
چای مینوشم ولی از اشک، فنجان پر شدهست

بس که گلهایم بگور دسته جمعی رفته اند
دیگر از گلهای پرپر خاک گلدان پر شدهست

دوک نخ ریسی بیاور یوسف مصری ببر
شهر از بازار یوسف های ارزان پر شدهست

شهر گفتم؟ شهر! آری شهر! شهر
از خیابان! از خیابان! از خیابان پر شدهست!

فاضل نظری

۲۹.۸.۹۸

این تن‌ اگر کم تندی


این تن‌ اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه بدی تا نشدی، اینهمه گفتار مرا...
مولانا

این تن‌ اگر کم تندی = این تن‌ اگر کمتر پروریده شود.
راه دلم کم زندی = راهِ هوا و هوس را کمتر میپیماید و دچار ابلیس نمیشود.
راه بدی تا نشدی = هوا و هوس‌ها را راه دادی.
این همه گفتار مرا = دچار معرفت نشده و صاحب سخن نمیشوی.

این سخنان مولای و مرشد ما، مولانا، همه درست است ولی‌

در دنیایی که ابلیس حکم میراند، فلسفه و معنا و معرفت، همه و همه اراجیف است. همان به که سرت را پایین گیری و روزگاری که به امانت داری سپری کنی‌.

چه استعداد‌های شگرفی بباد فنا رفت، بسلامتی ابلهان دنیا


۸.۸.۹۸

کشته شدن بغدادی و برکسیت


دو پدیده سیاسی که آنچنان تکراری و مسخره گشته که اینروزها، باعث اسهال و استفراغ جهانیان شده،

یک: کشته شدن هزاران باره ابوبکر بغدادی معاون(۱) گروه تروریستی دأعش است و

دو: بیرون رفت و یا اخراج انگلیس از پیمان و یا اتحادیه اروپا است که از بس طول کشیده، کار انگلیسی‌‌ها را هم از التماس به شکرخواری کشانده و هم موجب تفریح جهانیان گشته که با ساخت جوک‌ها و کشیدن کاریکاتور‌های گوناگون و استهزاء آنان ، کار را از تمسخر به ته لجن افتضاح رسانده است.

کشته شدن بغدادی:
در پنجم ژوئیهٔ ۲۰۱۴ توسط فیلم کوتاهی ساخته هالیوود - گل روی مردم جهان از طریق امپراطوری رسانه‌ای و فاسد غربی، به سیمای جنایتکارانه شخصی‌ که او را ابوبکر بغدادی مینامیدند، آشنا گشت.

ویدئویی که بغدادی را در حال سخنرانی در مسجد نور موصل برای عده‌ای نمازگزار نشان می‌داد که باشکوه و جبروت و با بدست داشتن ساعت مارک رولکس از پلکان منبر بالا رفته و سپس با صدائی رسا و بروشنی کریستال، مانند پیغمبری اولوالعزم ( که هیبتش احتمالا باعث حسادت خود پیغمبر اسلام شده و تن آن بینوایِ بیسوادِ زن ذلیل را در خاک لرزانده است) از خلافت اسلامی با مردم سخن میگفت.
او در این ویدئو، طی خطبه‌ای به مسلمانان حکم کرد که از وی اطاعت کنند و گفت: «من ولی امر شما هستم؛ از من پیروی کنید».

هرچند تصاویری که پس از آن در اینترنت از بغدادی پخش شد، و او را مشغول فحشا با یک فاحشه ترک ،نشان داد، همه تلاش هالیوود و یا صنعت فیلمسازی انگلیسی‌، را پنبه کرد. ولی‌ بهرحال آنها تمامی هم خود را بکار بردند تا پیغمبری جدید برای احمقها بسازند و تصویرش را در ماه نشان دهند.

این شخص که یکی‌ از تروریست‌های کار کشته و بسیار بیرحم سازمان‌های اطلاعاتی‌ غربی است، و مستقیما از دیکتاتور ترکا دستور می‌گیرد، و اصالتا ترک است ولی‌ با نهادن یک" ال" به اول اسم جعلی و کثیفش او را عرب تبار معرفی‌ و جا انداختند، و یک بیوگرافی جعلی هم برایش ساختند (طبق معمول که برای همه نوکرانشان میسازند) در طی‌ سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ در آسیای میانه و شمال آفریقا در کشور های، عراق، سوریه، لیبی و افغانستان مشغول کشتار مردم عادی, سوزاندن شهر‌ها و تخریب آثار باستانی پارسی، و غارت و چپاول اموال این سرزمین‌های ثروتمند و فرستادن این غارتگری‌ها به اروپا و آمریکا بود. و هر زمان بین اروپایی‌ها با آمریکا بر سر تقسیم غنائم اختلاف افتاده و بحث میشد، به یکباره بغدادی از راه رسیده و در منطقه‌ای که تحت کنترل امریکایی‌ها بود، بمبی منفجر ساخته و یا گروهی از مردم کشاورز و دامدار و بینوای غیر نظامی را مثله کرده و یا سر میبرید.

و آمریکایی‌ها هم به تلافی آن منطقه‌ای را که گفته میشد بغدادی در آن عملیات انجام داده و یا لانه کرده است، با بمب‌های سوزان و راکت‌های فسفری میزدند، و پدر صاحب سرزمین و بازماندهگان و "از زیر چنگِ جنایتکار بغدادی در رفتگان" را در آورده و سپس در رسانه‌ها اعلام میگشت که بغدادی را کشته ا‌ند و تصاویری از یک جسد متعفن که گفته میشد متعلق به بغدادی است در سطح گسترده پخش میگشت. و این ماجرا ظرف ۱۰ سال همچنان ادامه داشت تا جایی‌ که ابتدا موجب خنده و تمسخر گشته و سپس ایجاد انزجار و نفرت نمود. البته ناگفته نماند که چند باری این ملعون زخمی شد که بلافاصله با هلیکوپتر‌های کبری انگلیسی‌ به ترکیه رسانده شده و در بیمارستان‌های آنجا بستری گشت، و تحت درمان بهترین دکتر‌های غربی واقع گشت و پس از معالجه دوباره به میدان کشتار مردم بیدفاع باز گشت.

بالاخره هر دو طرف از این بازی خسته شده و به تازگی امریکایی‌ها دوباره بغدادی را کشتند و کار را خاتمه یافته اعلام نمودند.(۲) تا باز دوبار کی‌ این جنایتکار زنده شده و عملیات انجام دهد.(۳)سناریو تکراری و مسخره‌ای که با آن دیگر شاگرد و نوکر خود، اسامه بن لادن بازی کردند، و آخر سر هم معلوم نگشت آن ملعون واقعا در پاکستان کشته شد(۴) و یا بیک جزیره خوش آب و هوا منتقل گشته و دوران با شکوه بازنشستگیش با ۷۲ حوری آغاز گشت.
 



برکسیت:
پدیده سیاسی و تکراری و چندش آور دیگری که نه تنها باعث تمسخر بلکه باعث نفرت و دلبهمزنی گشته، روند خروج انگلیسی‌‌ها از پیمان اروپا و یا به اصطلاح برکسیت است. و این خروج نزدیک به ۸ سال است که کش داده شده و حکایت همچنان باقیست. و انگلیسی‌‌ها ابتدا با تهدید، سپس با مکر، پس از آن با التماس، و اکنون با گریه و زاری، هنوز به این اتحادیه چسبیدند و تو گویی جدا شدنی هم نیستند، چرا که بتازگی صحبت از همه پرسی‌ جدید بمیان آمده است!

داستان چیست و پرسش اینجاست که اصولا چرا انگلیسی‌ ها به اتحادیه اروپا که خود یکی‌ از پایه گذاران آن بودند، پشت کرده و اخراج شدند.

در یک نگاه گذرا به پس از تاریخ شروع و آغاز جنایت غرب نسبت به دنیا، یعنی‌ پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و پس از هجوم وحشیانه لشگر اهریمنی ناتو به خاورمیانه و شمال آفریقا- بی‌ رودرواسی و غیر قانونی- و پس از جنایات بیشمار برعلیه بشریت، و پس از برخاستن غرب از خاک ذلت، آنچنان ثروتی به غرب سرازیر شد که یکشبه راه صد ساله طی‌ شد. و گستاخی که نتیجه پرواری بی‌ دردِ سر و باد آورده است گریبان غرب را گرفت. انگلیسی‌‌ها هم از همه گستاختر، شروع به نشان دادن ذات جنایتکارشان بطور آشکار کردند.

- پس از افشای پولشوییهای مدت دار و گسترده برای کارتل‌های مواد مخدر توسط بانک ملی‌ انگلیس در روز روشن، 

- پس از ساخت اردوگاه‌های پرورش تروریست در کردستان اشغالی (در حاشیه شهر استانبول ) و پرورش تروریست‌ها از میان ترک‌ها و اعراب و فلسطینی‌ها در روز روشن،

- پس از جنایت گسترده در افغانستان، از جمله فرستادن ثروتمندان برای کشتار افغان‌ها برای تفریح و دراوردن میلیون‌ها پوند از این راه، 
- پس از کشتار گسترده یمنی‌ها توسط خلبان‌های انگلیسی‌ که زیر پرچم عربستان صورت میگرفت و می‌گیرد در روز روشن،

- پس از اینکه دولت انگلیس یک گروه از بیماران سادیستی را لباس سربازی به تن‌ کرده و به عراق فرستاده و جنایاتی مرتکب شد که در تاریخ بینظیر است، 

- و محکومیت هزاران باره از طرف دادگاه‌های جهانی‌ (که البته احکام آنها کیلویی مفت هم گرونه) و جنایت علیه بشریت، و و و

هیچکدام از اینها، موقعیت انگلیس یا یکی‌ از سه بازوی مثلث ابلیس را در اتحادیه اروپا متزلزل نکرد که هیچ، آنرا تقویت هم ساخت. 


ولی‌ بمحض اینکه انگلیسی‌‌ها از پرداخت حق عضویت به این اتحادیه طفره رفته و به بهانه اینکه ما خودمان این اتحادیه را ساختیم، و بهمین دلیل، عضویت در این پیمان برای ما رایگان است و چه پولی‌ و چه کشکی و چه پرداختی, 
دیگر اعضای پیمان اروپا که برای دو زار، مادر به بازار میبرند، بشدت بهشان برخورد و به انگلیسی‌‌ها مهلت دادند تا این پول را بپردازد و هشدار دادند که اگر اینکار را نکند، منجر به اخراجش از اتحادیه میشود. انگلیسی‌‌ها که از صدقه سر ملت ایران و غارت نفت و گاز دریای مازندران و خلیج پارس و هزاران جنایت و غارت دیگر در گوشه و کنار دنیا، به آنچنان ثروتی دست یافتند که کارشان تنها نشستن در بار‌ها و استادیوم‌ها و تماشای فوتبال شده، با تمسخر به این هشدار نگاه کرده و آنرا بهیچ گرفتند. و احمقانه تصور کردند میتوانند به تنهایی‌ و بدون آویزون شدن به اروپا به روند کثیف موجودیتشان ادامه دهند. غافل از اینکه این قصه سر دراز دارد.

برای کوتاه کردن این قصه دراز کسالت آور همین جمله که این روند خروج منجر به استعفای ۴ نخست وزیر، ده‌ها وزیر، ترور پنهانی‌ ده‌ها کارگزار، میلیون‌ها خسارت، بی‌ آبروی و رسوایی جهانی‌، مورد تمسخر و ننگین شدن انگلیسی‌‌ها در سطح بین‌المللی گشته و انگلیسی‌‌ها درگیر از هم پاچیدگی داخلی‌ در همه سطوح، شده و ایرلندی‌ها و اسکاتلندی‌ها خواستار جدایی از این جرثومه فساد گشته ا‌ند.(۵) ده‌ها بار نخست وزیران انگلیس به اتحادیه اروپا التماس کرده ا‌ند که به آنها فرصت داده شود تا از مردمشان بخواهند که بیایند و بگویند: "آقا غلط کردیم" ، و اتحادیه قبول کرده و به آنها فرصت داده تا انگلیسی‌‌ها رسما بگویند غلط کردیم و پول را با بهره‌اش بپردازند. و نخست وزیر آمده با مجلس نمایندگان درمیان گذشته نمایندگان مانند گاوان و خران بار بردار، موااااا کشان مخالفت کردند. دوبار نخست وزیر خودش را باریک کرده و به اتحادیه اروپا برای یک فرصت دیگر التماس کرده و دوباره اتحادیه فرصت داده و اینبار منجر به عوض شدن نخست وزیر شده و دوباره روز از نو و التماس از نو از طرف نخست وزیر نو. و این داستان آنچنان تکراری و مسخره شده که دیگر از خنده و تمسخر گذشته وقتی‌ کلمه برکسیت بمیان می‌ آید گروه زیادی همان درجا بالا میاورند.


۶.۸.۹۸

ترس وارد ترکیب سنگها میشد


سالِ میان دو پلک را
ثانیه هایی شبیه راز تولد
بدرقه کردند

کم کم در ارتفاع خیس ملاقات
صومعه نور ساخته میشد

حادثه از جنس ترس بود
ترس وارد ترکیب سنگها میشد

حنجره ای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست را زمزمه میکرد

از سر باران تا ته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود

باران وقتیکه ایستاد
منظره اوراق بود

وسعت مرطوب
از نفس افتاد
قوس قزح در دهان حوصله ما آب شد.

چکامه اکنون هبوط رنگ، کتاب
ما هیچ ما نگاه – سهراب سپهری


پیراهن تن بشوقِ پالان دادند