۱۷.۹.۹۷

وقتی بخرج بیمارستان درخت آرایی میکنند! So this is Christmas


درخت خانه‌هایی‌ که سگ و گربه دارند، یک دل سیر چراغانی نشدند


میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از ...

تصاویری که از سطح کرهِ ماه و مریخ و دیگر کرات گرفته میشود، شفات و با کیفیت بالا در مقابل تصاویری که از دزدان بانک‌ها و کیوسک‌ها و مراکز تجاری گرفته میشود، مات و بی‌ کیفیت و نارسا!!

دانستنی ها


۱-آدمی‌ نیازی ندارد جامعه شناس شود و یا سال‌ها در جوامع غربی زندگی‌ کرده، گشته و یا به تحقیق و پرسشگری بپردازد، تا پی به عمق جامعه غرب برده و بتواند موی درماست پنهان آنان را بیرون کشد. خردمند را تنها نیم نگاهی‌
به جنگلی‌ از وسایل پیشرفته شنود و تجهیزات پلیس و دوربین‌هایی‌ که از تعداد قارچ‌های مزرعه دراکولا بیشتر است - و به دوربین و میکروفونی که در تلفن همراه تک تک آحاد ملت، برای جاسوسی و فضولی در اعمال شخصی و خصوصی آنان، نهاده شده،
بس است تا دریابد که در زیر پوست جوامع غربی، جای خون، چه پلشتی جریان دارد.

گله‌ای از جاسوسان تیبپا خورده و مفلوک و نفرت انگیز خود را براه نیاندازید و با بد گفتن از ایرانی‌ و ایرانیان، سعی‌ در ازهم پاچیدن باقیمانده پارس‌ها نکنید، بقول احمدی نژاد شما بیل را آنجایی بزن که دردآور است. از پیش میدانستید که با پارس‌ها درفتادن علاجش آتش است.





۲- وقتی‌ ناخن کسی‌ را میکشند، دقیقا ۱۰ تا ۱۲ ماه طول میکشد تا ناخن (۱)تازه در آمده جای ناخن کشیده شده را بگیرد. و البته این مدت کاملا بستگی به شرایط تغذیه و بهداشت شخص ناخون از دست داده شده دارد، و هرچه این شرایط ناگوار باشد، مسلما طول زمان درمان و درآمدن ناخن او طولانی تر خواهد بود.

ما این علم را زمانی‌ که در زندان‌های غربی وحشی که در فتنه ۵۷ بمنظور شکنجه، اعدام و کشتار ایرانیان متمدن(۲)، نازپرورده، بیخبر، نمک نشناس و بیگناه، در گوشه و کنار کشورمان ایران ساخته شد و گروه گروه ایرانیان را در آنجا شکنجه، تجاوز، اعدام و تیرباران میکردند، دریافتیم.

در زمان آن خدا بیامرز، اعمالی نظیر سر بریدن، ترور(کشتار وحشیانه و به نامردی و ناغافل) دزدی، اعدام، زنده زنده سوزاندن (لینچ کردن) ناخن کشیدن و سوزاندن با سیگار، خفه کردن با آب، و کلا شکنجه کردن که از اختراعات و ابداعات و شاهکار‌های غربی وحشی بوده و هست ( گیوتین یکی‌ از شواهد زنده این ادعا است) همه این ابلیس منشی‌ها را پیش از این در مدارس ایرانیان به تمدن‌های بزرگ نسبت داده و خود را شاهکار خلقت معرفی‌ کرده بودند.

ناخون‌های کشیده شده ما درامد، ولی‌ هنوز که هنوز است دردناکی انگشتانمان را که تمامی کارکرد بدنمان را مختل کرده بود، از خاطر نبرده ایم. و این درد زمانی‌ در مغزمان بیشتر تیر میکشد که شاهد خندیدن گروهی از هم میهنانمان که در زیر منبر گروهی دلقک، مامور غرب نشسته و به توهین‌هایی‌ که آنان، سیستماتیک، مهندسی‌ شده و هدف دار به تاریخ و فرهنگ و بزرگان و نیاکانمان میکنند و در لوای شوخی‌ آنان را بخیال خود کوچک میکنند، هستیم.

فیلم‌ها و سریالی‌هایی‌ مانند دایئ جان ناپلئون که هدفی‌ جز تطهیر انگلیسی‌‌ها و جاانداختن یک بچه مول وحشی که در فاحشه خانه بدنیا آمده و هم آنجا هم بزرگ شده و پادویی میکرد، شخصی‌ بنام ناپلئون و نسبت دادن تمامی شجاعت ها و نوآوری‌های نادر شاه به او،

ساخت فیلم محمد که تاریخ جعلی را بخورد ایرانیان میداد، فرستادن نوکران و عوامل خود مانند علی‌ شریعتی‌ و سروش و عباسی و زیبا کلام و و و مطالبی از این دست که برای پاک کردن تاریخ واقعی‌ پارس‌ها ساخته میشد، و هنوز هم میشود.

 و هنوز هم عوامل مفلوک خود را با خرج مقادیر کمی پول بگوشه و کنار دنیا فرستاده و با برقراری نمایشات مسخره و احمقانه و ضمن مسخره کردن عوامل جمهوری اسلامی خود، ابتدا ساده دلان را جذب کرده و سپس شروع به ننگین کردن تاریخ و بزرگان ایرانی‌ میکنند. نمایشاتی نظیر اصغر و احمقش( هادی و صمدش) که این دو خودفروش بالای هفتاد سال بیشرمِ لوسِ نفرت انگیز را در سالن‌های حقیر به تمسخر ایرانی‌ و تاریخ و فرهنگش گمارده و آنجاست که وقتی‌ سالن پر از ایرانی‌ را میبینی‌ که بیخیال میخندند، هزار بار بر خودت لعنت میفرستی که ناخن بباد دادی.

و پرسش اینجاست که چرا هر زمان که روزنی باز شده و ایرانیان بطرف آگاهی‌ میروند، بلافاصله غربی وحشی با فرستادن غریبه و خودی، به زبان‌های گوناگون، نمایش کمدی و جدی و جلسه و کنفرانس و نمایشگاه و سمینار تشکیل داده و شروع به تعریف تاریخ ساسانیان و حمله اعراب میکنند؟ یعنی‌ جوکی از این خنده دارتر نیست و فقط یک ایرانی‌ ساده دل میتواند خبر حمله کشور بولیوی به ایالات متحده را نه تنها پذیرفته بلکه پیروزی بلیویایی‌ها بر آمریکا را هم قبول کند! خود اعراب تشکیل و اجتماع خود را بعنوان یک گروه، مربوط به ۸۰ سال پیش میدانند، و ۸۰ سالگی خود را جشن میگیرند، و فقط ایرانیان هستند که به آن قدمتی ۱۴۰۰ ساله میدهند!! و عجیب است که غربی‌ها به اصرار اینرا به ایرانیان حقنه میکنند و من دلیلش را میدانم ولی‌ تعجبم از این است که امروزه که ایران و ایرانی‌ دیگر آن امپراطوری سابق نیست و زیر دست و پایِ نوکران ترک و عرب در حال خفه شدن است، دیگر چرا؟



۳- مینالی و با حرص فریاد برمیاوری که اگر خدایی وجود داشت، اینهمه ظلم وجود نداشت!

خوب این خوبه که هنوز پشت حوصله نور دراز کشیدی، و هنوز به خوبی‌ عقیده داری. ولی‌ مشکل اینجاست که راه را بیراه کردی و مقصد و هدف را سرابی در ناکجا آباد نهادی.
همه عمر ترسیدی، حقارت ورزیدی، واسه خاطر یک لقمه زندگی‌، سحر تا شام هزار بیپدری و نامردمی به جانت روا داشتی، خدایت را در این بی‌ نیازی به دو زار فروختی، و هنگامی بر روی لبه شمشیری که به لب پرتگاهی بسته است، قرار گرفتی‌، از خدای دوزاری، در کمال پر رویی، انتظار داری در آن حال نجاتت دهد!
ترسیدی ترسیدی و ترسیدی و نمیدانی که هر هنگام که ترسیدی، یک نمره از سایز خدایت کم کردی، او را کوچک و حقیر نمودی تا جایی‌ که یا بطور کلی‌ محو شده و یا دیگر حتی به درد سبزی پاک کردن هم نمیخورد.

خدای من میتواند با گوشه چشمی منظومه شمسی‌ را معلق و وارو کند، چون آنچنان به او تکیه دارم که در دهان دشمن و در بین آرواره‌های ابلیس نشسته و.... تنگ است بر من هر هفت فلک.
آنکه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام‌ترین خواب جهان خواهد بود.


پشت هیچستانم‌



بسراغ من اگر آیید
پشت هیچستانم‌
پشت هیچستان جاییست‌.....



پشت هیچستان رگهای هوا، پر قاصدهاییست
که خبر میآرند از گل واشده دورترین بوته خاک‌
روی شنها هم‌
نقشهای سم اسبان سواران ظریفیست
که صبح
بسر تپه معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان‌، چتر خواهش بازست‌
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران بصدا میآید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی‌
سایه نارونی تا ابدیت جاریست‌....

بسراغ من اگر میآیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من‌.
سهراب سپهری



سهراب سپهری، شهرام ناظری

دچار چون شودت هرزه گو- تغافل کن


۵.۹.۹۷

دانستنی ها



۱- امروزه اگر از ۱۰ دانمارکی -از قشر‌های گوناگون- حتی سیاستمدران، تحصیل کردهگان و دولتمردان دانمارکی- در مورد موقعیت جغرافیایی کشورشان پرسش کنید، هر ده دانمارکی بشما خواهند گفت که آنها صاحب کشوری هستند که جز کوچکترین کشور‌های دنیاست، و آنرا دانمارک کوچولو مینامند! و این تفکر مربوط به امروز و دیروز نیست، دستکم صد سال است که دانمارکی‌ها خود را کوچولو مینامند! درحالیکه همین دانمارک جز یکی‌ از بزرگترین کشور ها- از نظر جغرفیایی- میباشد. دانمارک صاحب منطقه وسیعی بنام گرین لند (۱) است که مساحتی برابر با یک برابر و نیم بزرگتر از کل استان‌های همپیمان آمریکا دارد. و دانمارک به اضافه گرنلند جز سرزمین‌های بزرگی‌ مثل چین و روسیه میباشد. ولی‌ چرا دانمارکی‌ها نه تنها این بخش از کشور را جز خودشان نمیدانند، بلکه اینجا و آنجا هم اگر پایش بیفتد، برای آنها جک ساخته و آنها را دست می‌‌اندازند؟ خودشان هم نمیدانند!

سرزمین بسیار مهم گرین لند که امروزه بشدت مورد توجه آمریکایی ها، انگلیس و فرانسه، روسیه و چین است. نه تنها به خاطر منابع بزرگ انرژی که در این سرزمین وجود دارد، بلکه احتمالا بخاطر این است که این سرزمین جز آخرین سرزمین هایی است که از روی کره زمین پاک خواهند شد و شاید جز اندک سرزمین‌هایی‌ باشد که بخاطر تغییرات آب و هوایی کره زمین، محل زندگی‌ آیندگان نسل بشر خواهد بود.
و نسل‌های آینده دانمارکی هرگز نیاکان خود را بخاطر از دست دادن این سرزمین نخواهند بخشید.




۲- سناریو زیر را اکثر مردم دنیا میدانند، ولی‌ به اختصار در اینجا مینویسم تا بمطلب اصلی‌ برسم:

میروند در کشور‌های آباد و ثروتمند، آشوب و اغتشاش و نامردمی ایجاد میکنند، و توسط تروریست‌های بغایت بیرحم و ابلیس صفت خود، ناامنی‌، فقر، کشتکشتار و تباهی تولید میکنند، از آنطرف جاسوسان و عوامل فاسد خبرچین خود را فرستاده و زیر گوش جامعه و عوام، از بهشتی‌ بنام اروپا و آمریکا سخن رانده و شایعه میپراکنند که:" در این بهشتها، بمردمی مانند شما نیاز است و اگر به آنجا بروید، درست مانند این است که وارد بهشت شدهاید! و خود و فرزندانتان از پیسی به پیروزی خواهید رسید!" و مطالب‌ احمقانه ای از ایندست، و هنگامیکه مردمی خام گشته و همه هست و نیست خود را فروخته و تمام آنرا تقدیم قاچاقچیانی (که در واقع یکنوع مامور وزارت اطلاعات میباشند)، میکنند و طبق پیمان و قراری که با آنها میبندند، به امید آب بطرف سراب حرکت میکنند،

سپس گله‌ای از دوربین‌ها و خبرنگاران و عمله اکره رسانه‌ای خود را بسراغ آنان فرستاده و از بدبختی و ذلت و دربدری آنان فیلم و داستان تهیه کرده و با آب و تاب، مدت‌های زیادی آنها را پخش کرده و ضمن بردن لذتش به اهداف خود میرسند.
همینکار را زمان فتنه ۵۷ با ایرانی‌‌ها کردند، و ایرانی‌ از همه جا بیخبرِ ناز پرورده را که اصلا پناهندگی حالیش نبود را در گروه‌های بزرگ،( و البته با پای و با پول خود ایرانی‌ ها) به اسارات و غربت بردند، همینکار را با مردم شرق آسیا، با افغان ها، بالکانی ها، آفریقایی‌ها و کرد‌ها انجام دادند، و اینروز‌ها هم نوبت بمردم امریکای میانه و جنوبی رسیده و همین بازی کثیف را با آنان انجام میدهند.

و اما چرا این کار را میکنند:

در مورد ایران که اهداف مشخص بود. و اصلی‌‌ترین آن، خالی‌ کردن جامعه از آن قشر مردم آزاده و چیز فهمی‌ بود که می‌توانستند برای اشغالگران غربی تولید زحمت کنند. هدف دیگر از هم پاچیدن انسجام و همبستگی‌ در جامعه بود. جدا کردن اجزای خانواده از هم، و اینکه نمی‌شد بیش از دو میلیون ایرانی‌ کشت و پس میبایستی کله‌های قرمه سبزی خورده را از کشور بیرون راند.

هدف از آواره کردن آفریقایی ها، اصلاح نژاد پر و پوسیده، بردن ذخائر آنان و اهدافی‌ از این دست بود. اما هدف از به اسارت بردن مدرن کرد‌ها و مردم آمریکایی تبار، بجز منافع مادی، مطلب دیگری هم است. این مردم رسالت رساندن پیامی را برای جوامع بغایت فاسد و مریض غربی دارند که میگوید:

- خوشی و ثروت زیر دلتان نزند، که اگر زد، سرنوشتی مانند اینها در انتظارتان خواهد بود! و همان بلایی بر سرتان خواهد آمد که بر سر ایرانی‌ خوشی زیر دلش زده، آمد!

- درد‌هایتان را فراموش کنید، که مردمی از شما بسیار دردمندتر وجود دارند که حسرت روزگار شما را دارند! دست به خودکشی‌ نزنید.

- فقط نیاکان ما نبودند که بطول تاریخ، دچار دربدری، بیخانه مانی، تحقیر، فقر و سیه روزی بودند، از گذشته خود شرمنده نباشید، چرا که امروزه مردم زیادی بسرنوشت نیاکان ما دچارند.

-.....
و اهدافی از این دست که جوامع دچار اعتیاد و آمراض روانی‌ غربی را بزور سرپا نگاه میدارد.




برای گفتن من، شعر هم بگل مانده


۱۹.۸.۹۷

Alexandra Micu By Adam Whitehead Autumn 2018


رضای همیشه صادق

رضا صادقی "رفیق قدیمی"

دانستنی ها



یک - آدمی‌ که بجبر آدم بودن، دچار هزاران نقطه ضعف و ایراد و خطاست، نمیتواند برای دیگران آموزگار اخلاق شود. شما بیل زنی‌؟....

دو - برای ملعونی که مامور اجنبی است و عمر کثیفش را صرف نابودی ملت و میهن تو نموده و دستانش تا آرنج بخون فرزندان کشورت آغشته است، نمی‌شود دل سوزاند و اگر دل سوزاندی و برای سقط شدنش حتی به اندازه سر سوزنی اخم کردی، ابلهی هستی‌ که سزاوارِ ابلیسی.

سه- اگر پس از ۴۰ سال و پس از دیدن چپاول روزانه ثروت‌هایت توسط غربی ها، شنیدن هزاران هزار دروغ احمقانه از حنجره کثیف رسانه‌های غربی، تجربه و تحمل اینهمه کشتار، تحقیر، زندان، شکنجه، دربدری و تیرهروزی که غربی‌ها به تو روا داشته ا‌ند، اگر هنوز میپنداری که یک گله آخوند مافنگی، بیسوادی که برای دو زار تا زمین دولا میشوند، دشمنان اصلی تو هستند، به اندازه یک بچه ۴۰ روزه رشد مغزئ نداشتی.

چهار- اگر می‌‌انگاری که زدن و دررفتن، زرنگی است، با همین فرمان جلو برو، که هیچ مجازاتی بهتر از "در حماقت ماندن" نیست.

هیچکسی نیست که قهرمانان را بیدار کند



قایقی خواهم ساخت‌
خواهم انداخت به آب‌
دور خواهم شد از این خاک غریب
که درآن هیچکسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند

قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید

همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا-پریانی که سر از خاک بدر میآرند
و درآن تابش تنهایی ماهیگیران
میفشانند فسون از سر گیسوهاشان‌

همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
"دور باید شد، دور
مرد آنشهر
اساطیر نداشت‌
زن آنشهر
بسرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آینه تالاری‌
سرخوشیها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی‌
مشعلی را ننمود
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست"

همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند

پشت دریاها شهریست
که درآن پنجرهها رو بتجلی بازست‌
بامها جای کبوترهاییست
که بفواره هوش بشری مینگرند
دست هر کودک ده ساله شهر
خانه معرفتیست‌
مردم شهر بیک چینه چنان مینگرند
که بیک شعله‌
بیک خواب لطیف‌
خاک‌، موسیقی احساس ترا میشنود
و صدای پر مرغان اساطیر میآید در باد
پشت دریاها شهریست
که درآن وسعت خورشید
به اندازه چشمان سحرخیزان است‌
شاعران وارث آب و خرد و روشنیند
پشت دریاها شهریست‌

قایقی باید ساخت‌
قایقی باید ساخت.


سهراب سپهری


Siavash Ghomayshi - Jazireh | سیاوش قمیشی - جزیره


کاری از مارک میچتز ..... MARC MICHETZ