۶.۶.۹۹

مایه ٔهرنیکی و اصل نکویی, راستیست


مایه حالتی‌ ازماده است که بیشکل است وجریان دارد. از ویژگیهای آن اینستکه درهرمحیط ویا ظرفی‌ قرار گیرد، بشکل آن حجم درمیاید. ۷۵درصد تن آدمی‌ مایه است.

۳۰.۴.۹۹

باید کتابرا بست, باید بلند شد


صبح است
گنجشک محض میخواند
پاییز روی وحدت دیوار
اوراق میشود
رفتار آفتاب مفرح 

حجم فساد را
ازخواب میپراند
یک سیب درفرصت
مشبک زنبیل میپوسد
حسی شبیه غربت اشیا
از روی پلک میگذرد
بین درخت و ثانیه سبز
تکرارلاجورد باحسرت کلام میآمیزد
اما ای حرمت سپیدی کاغذ
نبض حروف ما
درغیبت مرکب 

مشاق میزند
در ذهن حال 

جاذبه شکل ازدست میرود
باید کتابرا بست
باید بلند شد
درامتداد وقت قدم زد
گل را نگاه کرد
ابهام را شنید
باید دوید تا ته بودن
باید ببوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید
باید نشست
نزدیک انبساط

جایی میان بیخودی و کشف.

چکامه "هم سطر هم سپید" از دفتر ما هیچ ما نگاه، سهراب سپهری

من توانستم هزاران سال زندگی‌ کنم آیا تو میتوانی‌ ۲۰۰ سال زندگی‌ کنی‌


۱۳.۳.۹۹

چشمی سوی يمينم و گوشی سوی يسار


این برق خانه سوز مهیای جستن است


- تمامی موجودات پس از مرگ دوباره به این دنیا بازمیگردند ولی‌ او دیگر باز نخواهد گشت.
- چرا؟
- چون بیگناه کشته شده است. و هنگامی که آدمی‌ بی‌ جرم و بيگناه كشته شود زنجيره تناسخ او ازهم ميدرد و ديگر دراين دنيا بدنيا نخواهد آمد و رنج زندگی‌ در جهان خاك، را ديگر تجربه نخواهد كرد. اينبار روح در كابدى ديگر در جايى ديگر و هزاربار بهتر, ببودن ادامه خواهد داد.
- بدین ترتیب هرکسی‌ میرود و خود را بکشتن میدهد!
-برعكس اگر آدمی‌ خودكشى کند ديگر هيچگاه از زندگى خاكى جدا نخواهد شد و زنجیر تناسخ او تا ابد ادامه یافته و به اشكال گوناگون بدنيا خواهد آمد و تا ابد رنج خواهد برد.