همانطوری که همه میدونیم فردوسی فقط حماسه سرا نبوده و شاهنامه فقط یک کتاب
نوشته شده به سبک حماسی نیست، فردوسی یک مورخ، یک ستاره شناس( در مورد اینکه حکیم عالیقدر ایران زمین، تا چه حد در علم نجوم مهارت داشته، اگر دوستان مایل بودن من مفصل با مدرک و سند توضیح خواهم داد، فقط به اجمال و مختصر بگم که اگر ما به نصایح حکیم عالیقدر گوش داده بودیم و زمان شاه عباس که پای برادرن شرلی به ایران باز شد( از همون جأ کشور ما دیگه روی خوشی رو ندید) تمام علم نجوم خودمون رو ندید نمیگرفتیم و همه رو به غربیها واگذار نمیکردیم که امروز برای ما آقای کنند، امروز اوضاع و احوال دیگهای داشتیم، اگه فقط و فقط گوش به نصیحت این مرد بزرگ در این رابطه داده بودیم )، فردوسی یک حکیم است( به عنوان مثال عمل جراحی سزارین رودابه مادر رستم در داستان زال و رودابه بقدری دقیق و بهداشتی توضیح داده میشه که انگشت حیرت رو بی اختیار به طرف دندون میبره)، و شاهنامه سعی داره تمام صفحات سوزونده شده و نابود شده یه تاریخ ایران عزیز ما را در قالبی که تنها ایرنیان هوشمند و آیندگان میتوانستن آن را درک کنند، ارائه بده( چرا که جّو سیاسی حکم بر آن زمان، حکیم فردوسی رو مجبور میکنه که گذشتهٔ گم شدهٔ ایرانیان رو در قالب حماسه و رمز زنده نگاه داره)، شاهنامه سعی داره تاریخ اجتماعی ایرنیان باستان را ثبت کنه، اینکه ترکیب اجتماع در دوران باستان به چه صورت شکل گرفته بوده، مردم از نظر اخلاقی و فرهنگی در چه سطحای بودند و چگونه زندگی میکردند، اوضاع سیاسی ایرانیان باستان چگونه بوده، و از همه مهمتر نقش زن در ایران باستان و قبل از اینکه اسلام آخوندی زن رو جز گروه دیوانگان، مهجورین، و کودکان قرار بده و حضور زن رو به عنوان یک ننگ در جامعه جا بندازه، تا چه حد بوده است.
نوشته شده به سبک حماسی نیست، فردوسی یک مورخ، یک ستاره شناس( در مورد اینکه حکیم عالیقدر ایران زمین، تا چه حد در علم نجوم مهارت داشته، اگر دوستان مایل بودن من مفصل با مدرک و سند توضیح خواهم داد، فقط به اجمال و مختصر بگم که اگر ما به نصایح حکیم عالیقدر گوش داده بودیم و زمان شاه عباس که پای برادرن شرلی به ایران باز شد( از همون جأ کشور ما دیگه روی خوشی رو ندید) تمام علم نجوم خودمون رو ندید نمیگرفتیم و همه رو به غربیها واگذار نمیکردیم که امروز برای ما آقای کنند، امروز اوضاع و احوال دیگهای داشتیم، اگه فقط و فقط گوش به نصیحت این مرد بزرگ در این رابطه داده بودیم )، فردوسی یک حکیم است( به عنوان مثال عمل جراحی سزارین رودابه مادر رستم در داستان زال و رودابه بقدری دقیق و بهداشتی توضیح داده میشه که انگشت حیرت رو بی اختیار به طرف دندون میبره)، و شاهنامه سعی داره تمام صفحات سوزونده شده و نابود شده یه تاریخ ایران عزیز ما را در قالبی که تنها ایرنیان هوشمند و آیندگان میتوانستن آن را درک کنند، ارائه بده( چرا که جّو سیاسی حکم بر آن زمان، حکیم فردوسی رو مجبور میکنه که گذشتهٔ گم شدهٔ ایرانیان رو در قالب حماسه و رمز زنده نگاه داره)، شاهنامه سعی داره تاریخ اجتماعی ایرنیان باستان را ثبت کنه، اینکه ترکیب اجتماع در دوران باستان به چه صورت شکل گرفته بوده، مردم از نظر اخلاقی و فرهنگی در چه سطحای بودند و چگونه زندگی میکردند، اوضاع سیاسی ایرانیان باستان چگونه بوده، و از همه مهمتر نقش زن در ایران باستان و قبل از اینکه اسلام آخوندی زن رو جز گروه دیوانگان، مهجورین، و کودکان قرار بده و حضور زن رو به عنوان یک ننگ در جامعه جا بندازه، تا چه حد بوده است.
ولی به اعتقاد من اینها فقط روبنای کار هست، به نظر من حکیم فردوسی، حرفهای مهمتر و بیشتری برای گفتن به ایرانیان زمان خود و آیندگان داشته و داره، به همین خاطر، تصمیم دارم شاهنامه رو به نثر اینجا بنویسم، و منظور من از این کار فقط، شاهنامه خوانی نیست، هدف من از این کار این هست که به کمک همهٔ کسانی که به ایران و ایرانی علاقه دارند، رمزهای شاهنامه رو پیدا کنم، و نیازی نیست که شما فردوسی یا شاهنامه شناس باشید یا حتی قبلا شاهنامه رو خونده باشید، تنها خواهشی که من از دوستان گلم دارم این هست که راجع به همین نثر یا داستانی که اینجا میخونند، هر چی که به فکرشون میرسه، حتی اگر فقط یک جمله باشه بنویسند، چرا که به اعتقاد من همهٔ پاسخها پیش ماست، و فقط باید دست دراز کنیم و آنها رو از درونمان بیرون بکشیم، پیشا پیش از همهٔ شما ممنونم.