زلفت هزار دل، به یکی تاره مو.... ببست
راه هَزار چاره گر، از چهار سؤ ..... ببست
تا عاشقان به بوی نسیمش، دهند جان
بگشود نافهای و ، درِ آرزو..... ببست
انگار حافظ شرح حال این دانشمند با ارزش ایرانی را با این ابیات ترسیم میکنه، کاری که او با دنیای پزشکی کرد، راه هزار چاره گر و یا مدعی این علم را، از چهار سؤ ببست، با انقلاب در این علم تو گویی هزاران دل را، هزاران مشکل را فقط با یک تاره مو ببست، به یک باره حل کرد.
راه هَزار چاره گر، از چهار سؤ ..... ببست
تا عاشقان به بوی نسیمش، دهند جان
بگشود نافهای و ، درِ آرزو..... ببست
انگار حافظ شرح حال این دانشمند با ارزش ایرانی را با این ابیات ترسیم میکنه، کاری که او با دنیای پزشکی کرد، راه هزار چاره گر و یا مدعی این علم را، از چهار سؤ ببست، با انقلاب در این علم تو گویی هزاران دل را، هزاران مشکل را فقط با یک تاره مو ببست، به یک باره حل کرد.
علی عباس مجوسی اهوازی، یکی از بزرگترین پزشکان جهان، در جندی شاپور ( اهواز امروزی) در سال ۳۱۸ قمری، (۹۳۰ میلادی)، به دنیا آمد و بیشتر عمر خود را در ارجان (بهبهان امروز) گذراند و از آنجا که دین زرتشتی داشت، او را مجوسی میخواندند. (اعراب به زرتشتینان مجوس میگفتند و این لغت یک بار در قرآن آمده است، یعنی بر طبق قرآن، خدا هم بین بندگانش فرق میگذاره، کتابی که خدا رو با صفات انسانی معرفی میکنه، خدایی که خشمگین میشه، قهر میکنه، انتقام میگیره، محبّت میکنه و و و، شرم آوره).
مجوسی اهوازی پزشک برجستهای بود که کتابهایش تا پیش از انتشار کتاب قانون ابو علی سینا، در بسیاری از دانشگاههای جهان و از جمله اروپا تدریس میشد.
یکی از کتابهایی که انقلابی در پزشکی دنیا به وجود آورد کتاب مجوسی به نام "ملكي" و یا کامل الصناعه فی الطب است که مجوسی اهوازی آنرا تالیف کرده است و در سال ۱۱۲۷ میلادی به زبان لاتین ترجمه گردید. این کتاب در سالهای ۱۴۹۲ و ۱۵۲۱، یعنی دورانی که رنسانس در اروپا شکوفا میشد، در ایتالیا و هلند چاپ شد و بخش مربوط به تشریح مغز در این کتاب، به زبان فرانسوی ترجمه شد.
نام مجوسی اهوازی را در ردیف پزشکانی مانند، طبری، رازی، ابو علی سینا و گرگانی قرار میدهند. او با چند تن از پزشکان نامدر زمان خود در بیمارستانی عضدی خدمت میکرد، این بیمارستان که هم مرکزی برای پژوهشهای پزشکی و هم درمانگاهی برای درمان رایگان بیماران بود، به وسیله عضدی دیلمی در بغداد ساخته شده بود.
یکی از مسائل اخلاقی که مجوسی اهوازی در دنیای پزشکی وارد کرد و در کتابهایش نوشته شده است این است که میگوید: " پزشک باید راز بیماران را نگاهدارد و از افشای سّر آنها به خودی و بیگانه، و نزدیکان و دوران اجتناب کند زیرا بسیاری از بیماران، ناخوشی خود را از پدر و مادر و کسان خویش پنهان نگاه میدارند، اما آنرا به پزشک معالج میگویند، پس طبیب باید از خود بیمار در کتمان بیماری بیشتر دقت نماید"
لوسین لکر نویسنده معروف تاریخ طب (چاپ پاریس 1876 م) که تعدادی از کتب طبی قدیمی را مورد مطالعه قرار داده چنین معتقد است: " مولف کتاب ملکی با جرات توانسته آنچه را که یونانی ها نتوانسته اند کشف کنند، به دست آورد و دنباله کار آنان را تعقیب و در کتاب خود جمیع معلومات طبی را جمع اوری کند. وی می گوید: "کتاب ملکی" با "حاوی" رازی قابل مقایسه نیست چرا که حاوی رازی ملخصی از جمیع معلومات قدیم و جدید مربوط به علم طب تا آن زمان را شامل می باشد، در صورتی که طب در کتاب ملکی به طور خاص و جامع بیان شده است، به این معنی که تمام قسمت های این کتاب منظم و جمیع معلومات و گفته هایی را که سایرین اقتباس کرده به طور کامل انتقاد کرده است."
تالیف بزرگ اهوازی کتاب "ملکی" است.
کتاب ملکی مشتمل بر دو قسمت است: قسمت اول در طب نظری و قسمت دوم در طب عملی و هر کدام از این قسمت ها مشتمل بر 10 مقاله و جمعا تمام کتاب 20 مقاله دارد.
الملكي از حيث نظم و ترتيب و تحقيق بر كتاب الحاوي محمد بن زكرياي رازي برتري دارد و در مقايسه با كتاب قانون ابن سينا، كه بيشتر جنبة عملي دارد، در مرتبة پايينتري قرار دارد. اين كتاب شامل بيست مقاله، ده مقاله در طب عملي و ده مقاله در طب نظري، است و تا پيش از قانون ابن سينا كاملترين كتاب در فن طب شمرده ميشد. اين كتاب در طي قرون متمادي مرجع دانشجويان علم طب بوده است. ميتوان کتاب ملکی يا كامل الصناعة را نخستين كتاب طبي دانست كه به صورت كلاسيك تأليف شده است و در آن نظريات قدما، در مباحث طبي بحث و آراي آنان نقد شده است. در اين كتاب برخلاف كتب پيشين، كه مباحث مختلف علمي بدون نظم خاصي در آن جمعآوري شده بود، عقايد و آرا و افكار معاصران مطرح، و مطالب و مباحث هر كدام، در جاي ويژة خود درج شده است. اين كتاب، از لحاظ تنظيم و طبقه بندي مطالب شبيه كتابهاي امروزي است. بعدها ابن سينا، اين روش منطقي تنظيم و تبويب و طبقه بندي و فهرست بندي را در تأليف قانون دنبال كرد. بدين ترتيب، علي بن طبري، اهوازي و ابن سينا روش علمي تدوين كتابهاي طبي را با الهام از روش مجوسی برای اولین بار در علم پزشکی به كار بردند كه تا به امروز همين روش معمول بوده است.
علي مجوسي اهوازي، از استادان و پزشكان دانشگاه جنديشاپور و طبيب عضدالدولة ديلمي بوده است. بنا به قول جورج سارتون او يكي از سه پزشك بزرگ و مشهور خلافت شرقي بود كه خدمت بسزايي به طب و دنياي پزشكي كرده است. دو پزشك ديگر، بنا به قول جورج سارتون، محمد بن زكرياي رازي و ابوعلي سينا ميباشند.
چارلز گرين كمستون در كتاب تاريخ طب خود چنين مينويسد: «علي بن عباس مجوسي كه در قرن دهم ميلادي ميزيسته، صاحب تأليفي به نام ملكي است... كتاب طب ملكي با قانون يك مقصود را بيان مينمايند و هر دو تا اوايل قرن هجدهم ميلادي در مدارس طبي اروپا تدريس ميشده است».
كاستيليوني در كتاب تاريخ طب خود نوشته است: «... علي بن عباس در كتاب ملكي خلاصة كامل طب دوران خود را نگاشته و كتاب وي اولين قدم تجدد طبي است. وي توانسته است خلاصهاي از عقايد و افكار طبي دورانش را با وضوح كامل و تجويزهاي دارويي بيان دارد...»
ل. مونيه فرانسوي در كتاب تاريخ طب خود و دنال كمپل انگليسي در كتاب طب ایرانی و نفوذ آن در قرون وسطا و گوستاو لوبون در كتاب تمدن ایرانی از جايگاه والاي اين كتاب سخن گفتهاند.
ادوارد براون در كتاب طب ایرانی در خطابة دوم دربارة كتاب ملكي مينويسد: «... كتاب ملكي علي بن عباس ازجمله كتب جامع طبي ایرانی ميباشد كه بيشتر در دسترس و مطالعه است...». از معاصراني كه دربارة اهوازي تحقيق كردهاند ميتوان از محمد سحري نام برد كه رسالة اجتهاديه (دكتري) خود را دربارة «معاريف اسلام خاصه علي بن عباس مجوسي» نگاشته است (1317ش). محسن شالچي زير نظر ي. شوماخر، استاد تاريخ طب دانشكدة فربيورك آلمان، با كمك و همكاري محمود نجمآبادي نظريات اهوازي را تحليل و به صورت «رسالة اجتهاديه» چاپ كرده است (1965م). از درگاهي دبستاني مقالهاي در مجلة آينده دربارة علي بن عباس مقالهاي چاپ شده است (سال اول). محمود نجمآبادي نيز در ضميمة مجلة جهان پزشكي تحت عنوان «اهوازي كيست؟ و ملكي چيست؟» كتاب ملكي را تجزيه و تحليل كرده است (1326ش). همچنين محدثي در كتاب تاريخ طب در دورة آل بويه تحقيقات مفصلي دربارة علي مجوسي اهوازي عرضه كرده است.
نظرات اهوازی به پزشکان قبل از خود
اهوازی در مقدمه کتاب ملکی بعضی مطالب را تذکر داده است که اطلاع بر آن خالی از اهمیت نیست.
اهوازی در باب بقراط می گوید: بقراط در شرح بیماری ها خیلی به اختصار کوشیده و بعضی اوقات مطالب را تاریک نوشته و به این جهت از آنها
نمی توان استفاده زیاد کرد، ولی در عین حال در بعضی موارد که با نهایت دقت مطالب را حلاجی کرده، موضوع را به ابهام کشانده است.
در باب جالینوس می نویسد: مطالب کتابش مشکل و در بعضی موارد دراز و تکرار عبارات را مرتکب شده است.
از تالیفات جدیدتر کتاب اهرن را می ستاید و از مطالبش تعریف و تمجید می کند، اما ترجمه عربی آن را ناقص می داند و در مداوای بیماری و علل و علامات آنها معتقد است که به طریق ایجاز نگاشته شده است.
در مورد ابن سرابیون گوید: که وی از جراحی ذکری نکرده و به علاوه امراض مهم مانند انوریسم (Anerrisme) را شرح نداده و مطالب را بی ترتیب و در هم و برهم نوشته و از علاج سرطان و سخت شدن مو و بعضی بیماری های پلک نام نبرده است. همچنین بیماری های رحم، بواسیر، شقاق، بیماری های جهاز تناسلی مرد و زن، واریس، علاج قرحه ها و بسیاری از بیماری های دیگر را ناقص نگاشته است.
و اما در باره رازی گوید: محمد زکریای رازی در کتاب منصوری شرح
بیماری ها و درمان آنها را به طور ایجاز و اختصار نگاشته است، ولی در کتاب معروف حاوی وی جمیع مایحتاج اطباء را از بهداشت و مداوای بیماری ها و امزجه و تشریح اعضاء و اعمال دستی و غیر ذلک را به خوبی از عهده برآمده است، اما مرتب نمی باشد و این کتاب را جز نزد پادشاهان و توانگران جای دیگر نتوان پیدا کرد و جز عده معدودی به آن دسترسی ندارند. با تمام این احوال اهوازی از کتاب حاوی رازی، بسیار تجلیل کرده است.
سیستم عروق خونی مویرگی و گردش خون و رساندن خون به اعضای انسان به وسیله مویرگ ها، نخستین بار به وسیله این پزشک و دانشمند ایرانی، در طب مطرح شد، وی با منطق و احکام بسیار محکم و متقاعد کنندهای این سیستم را شرح داده است به طوری که تا به امروز نیز این سیستم اعتبار دارد.
نسخ خطي متعدد از كتاب ملكي در كتابخانههاي گوناگون دنيا ازجمله كتابخانههاي مونيخ (آلمان) و اسكوربال (اسپانيا) و واتيكان (ايتاليا) و كتابخانه ملي پاريس و كتابخانههاي انگلستان و مصر و در ايران در كتابخانههاي ملي ملك و دانشكدة پزشكي و مدرسة عالي سپهسالار و كتابخانه شخصي دكتر نجمآبادي موجود است. اين كتاب در مصر در مطبعة بولاق چاپ شده است و در حاشية آن كتاب مختصر تذكره امام سويدي شعراني ضميمه است (1294ق).
اول بار كنستانتين افريقايي و سپس اصطفن انطاكي، فيلسوف معروف انطاكيه، كتاب ملكي را به لاتين ترجمه و در ونيز چاپ كرد. (1492م). ميچل دوكاپلا آن را با حواشي خود در ليون چاپ كرده است (1532م).
مقالة دوم و سوم كتاب اول را نيز پ. دوكونينك با خلاصه هايي از كتابهاي منصوري رازي و قانون ابن سينا به فرانسوي ترجمه كرده و به نام سه كتاب تشريحي عربي در شهر ليدن چاپ كرده است (1903م). نسخهاي از اين كتاب در دانشكدة پزشكي تهران موجود است.
مقالة نوزدهم كتاب ملكي (مقالة نهم كتاب دوم) كه در باب جراحي است بسيار مورد توجه دانشمندان مغرب زمين بوده است. اين مقاله را اول بار كنستانتين افريقايي (1087ـ1015 م) به لاتيني ترجمه و در اروپا منتشر كرده است.
ترجمه کتاب ملکی به لاتین در گوگل را از اینجا بخونید









.jpg)



















