۹.۲.۰۳

داستان پارس ها در سوره ابرار قرآن


سوره ابرار و يا انسان هفتاد و شش و يا هفتاد و هشتمين سوره قرآن است( در منايع اسلامى در اينمورد اختلاف است) و ٣١ آيه دارد. اين سوره از دو بخش تشكيل شده است. ميگويند بخشى از آن كه مربوط به پارسايان(پارسها) است در مدينه نازل شده و بخش ديگر آن در مكه نازل گشته است.
درمیان مفسران درباره آیات مکی و مدنی آن اختلافاتی گزارش شده‌است. ولى اكثرا اتفاق قول دارند كه از آیه اول تا آيه ٢٣ (انّا نحن نزّلنا علیک القرآن تنزیلا)كه به شرح حال پارسها ميپردازد، آيات مدنی و نُه آیه آخر سوره، مکی هستند. اين سوره دليل محكم ديگرى است كه قرآن در اصل يك متن پارسى بوده كه جحودان آنرا به عربى و عبرى ترجمه كرده، اصل آنرا پنهان و يا نابود كردند و ترجمه ناقص آنرا بعنوان كتاب مقدس براى خود قرار دادند.
براى این سوره نام‌های متعددی گفته شده است که مشهورترین آن‌ها «ابرار» و يا «پارسايان، پارسها» است. به آن همچنين سوره «انسان» و سوره «دهر» و سوره «هل اتی» هم ميگويند.
در زير ترجمه آيات سوره ابرار توسط آدمبرفى آورده شده و ترجمه آخونداى شيعه كه همان ترجمه گوگلى سوره است، هم پس از آن قرار داده ميشود تا عدالت برقرار گردد. نتيجه گيرى، پذيرفتن يا نپذيرفتن و باقى مطالب هم بر عهده خوانندهگان آدمبرفى است كه همگى تافته جدا بافته اند، و اثبات اين ادعا، حضور مستمر و ناپايان آنان در سايت آدمبرفى است. باشد كه رستگار شويم.
ترجمه سوره ابرار و يا سوره انسان توسط آدمبرفى:
(١) ساليان دراز و دورى گذشت كه مطلب مهم و قابل ذكر و زيادى درباره اش نميتوان گفت. (پارسايان در هر مكان، هر دوره و زمانى بدنيا مى آمدند، تمامى دانشها و آگاهى ها را در خود داشتند.)
(٢) سپس خدا آنان (انسان )را از دو بخش، نطفه و معنا آفريده و او را از هرجهت كامل و شنوا و بینا قرار داد.
(٣) خداوند به انسان استعداد و توانايى هاى درونى داد، كه او را چه درجهت راستى و چه در جهت پليدى، يارى و مدد ميكنند.
(٤) اما كسانيكه در جهت پليدى و نادرستى گام زدند، دچار زندان و رنج و سوختن اعمال خود شدند.
(٥) زندگى براى پارسايان(پارسيان)جامى بود پر از عطر گلهاى درخت كافور و پر از لذت و خوشى.
(٦) جامى تمام نشدنى، حتى اگر آنرا به ديگران هم مينوشاندند.
(٧) پارسايان كسانى بودند كه به عهد و پيمان خود پايبند بوده و پيمانشكنى نميكردند و از پخش و گسترش پليدى پرهيز ميكردند.
(٨) پارسايان ثروت اندوز نبودند و برعكس ثروتها را در بين همه مردم تقسيم ميكردند.
(٩) و اينكار را فقط براى خرسندى خداى درونشان انجام ميدادند.
(١٠) چون آنها از اينكه خداى درونشان آنان را ترك كند، ميترسيدند.
(١١) و درعوض خداى آنان هم ايشان را از هر آسیب و گزندى درامان ميداشت و شادابی و شادمانی به آنان عطا ميكرد. (١)
(١٢)و آنان را كه در سختيها خداى خود را رها نكرده و به او پشت نميكردتد، در چامه هاى حريرى پيچيده و در بهشت جاى داده بود.
(١٣) آنان بر روى تخت هاى پادشاهى در استراحت مطلق قرار گرفته و نه از گرما در رنج بودند و نه از سرما.
(۱۴) آنها در زير درختان ميوه دراز كشيده و از سايه و ميوه آنها لذت ميبردند.
(۱۵) و راه رفته و از ظرف های نقره فام، و قدح های بلورین که در پيرامون آنان پر از خوراك و نوشیدنی بود ميخوردند و مينوشيدند.
(۱۶) ظروفى از نقره که آنها را به زيبايى تمام ساخته بودند.
(۱۷) در جامهاى بلورين شرابهايى آمیخته به زنجبیل ريخته و می نوشيدند.
(۱۸) در آنجا چشمه ای بود كه آنرا «سلسبیل» ميناميدند.
(۱۹) در اطراف آن كودكان زيبا به بازى مشغول بودند و وقتی آنها را می ديدى، گمان می كردى که مرواریدهای پراکنده هستند.(وقتى ريسمان گردنبند مرواريدى پاره ميشود و مرواريد ها رها شده و بر روى زمين براكنده ميشوند)
(۲۰) آنجا را كه نگاه ميكردى، كشورى بزرگ ميديدى با نعمتهاى فراوان و بيشمار.
(۲۱) كه بر اندام مردمانش چامه هایی از حریر نازک و سبز رنگ و دیبای ستبر پوشانده شده و با دستبندهایی از نقره آراسته شده بود و پروردگارشان به آنان از باده پاك نوشاند بود.
(۲۲) و یقیناً این نعمت ها پاداش پارسايان بود كه تلاششان در راه راستى، قبول درگاه خداوند افتاده بود.
از اينجا به بعد گفتار سوره عوض ميشود. و اينكار را براى مخدوش سازى، در مورد تمامى كتب پارسى انجام داده اند، يعنى همه چيز را از نظم و ترتيب خارج ساختند. از اينجا بناگهان از شرح بهشت زيباى پارسها كه در آن به زيبايى و شكوه و خوشبختى ميزيستند، سخن تبديل ميشود.
(۲۳) قرآن براى تو يك مكاشفه است، و رازها را بر تو روشن ميسازد.
(۲۴) پس آنرا كه گفتار خداى توست، خود بخوان و به گفتار پليدها و آنان كه منكر راستى هستند، و قران را برايت تفسير ميكنند، گوش نده.
(۲۵) و گفتار پروردگارت را در هر زمان از ته دل بياد بياور.
(۲۶) و در شبهاى تار و ظلمات تنها از او مدد بجو.
(۲۷) بدان! هر گامى كه بسوى لذت زودگذر برداشته شود، عاقبت سنگينى بدنبال دارد.(مانند مواد مخدر)
(۲۸) خداوند خالق توانا است كه مخلوقاتش را همانگونه كه هستند دوست دارد، وگرنه خلقت آنها را عوض كرده و تغيير ميداد.
(۲۹) و اينها براى كسانى گفته شده كه اهل خردند و دوستدار شناخت پروردگار خويشند.
(۳۰) و نخواه آنچه كه او را ناراحت ميكند و ناخوشايند اوست. خدا در درون توست و خردمند و دانا و بر همه چيز آگاه است و هرچه او بخواهد، براى تو بهترين است.
(۳۱) و راضى باش به آنچه او از روى كرم به آن رضايت داده است، چراكه در غير اينصورت جز رنج و اذآب اليم چيزى نصيبت نخواهد بود. و اين رنج و اذآب اليم نتيجه تصميم و خواست نابخردانه توست و اينكه خواست خود را به خواست او برترى دادى.

ترجمه سوره ابرار و يا سوره انسان توسط علماى شيعه:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا ﴿۱﴾
آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود (۱)
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿۲﴾
ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم و او را مى آزماييم بدين جهت او را شنوا و بينا قرار داديم (۲)
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿۳﴾
ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس (۳)
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا ﴿۴﴾
ما براى كافران زنجيرها و غلها و شعله هاى سوزان آتش آماده كرده ايم (۴)
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ﴿۵﴾
به يقين ابرار و نيكان از جامى مى نوشند كه با عطر خوشى آميخته است (۵)
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا ﴿۶﴾
چشمه‏ اى كه بندگان خدا از آن مى نوشند و [به دلخواه خويش] جاريش مى كنند (۶)
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ﴿۷﴾
[همان بندگانى كه] به نذر خود وفا میکردند و از روزى كه گزند آن فراگيرنده است مىترسيدند (۷)
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ﴿۸﴾
و به [پاس] دوستى [خدا] بينوا و يتيم و اسير را خوراك مىدادند (۸)
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا ﴿۹﴾
ما براى خشنودى خداست كه به شما مىخورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمى خواهيم (۹)
إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا ﴿۱۰﴾
ما از پروردگارمان از روز عبوسى سخت هراسناكيم (۱۰)
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا ﴿۱۱﴾
پس خدا [هم] آنان را از آسيب آن روز نگاه داشت و شادابى و شادمانى به آنان ارزانى داشت (۱۱)
وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا ﴿۱۲﴾
و به [پاس] آنكه صبر كردند بهشت و پرنيان پاداششان داد (۱۲)
مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا ﴿۱۳﴾
در آن [بهشت] بر تختها[ى خويش] تكيه زنند در آنجا نه آفتابى بينند و نه سرمايى (۱۳)
وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا ﴿۱۴﴾
و سايه ها[ى درختان] به آنان نزديك است و ميوههايش [براى چيدن] رام (۱۴)
وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا ﴿۱۵﴾
و ظروف سيمين و جامهاى بلورين پيرامون آنان گردانده مىشود (۱۵)
قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا ﴿۱۶﴾
جامهايى از سيم كه درست به اندازه [و با كمال ظرافت] آنها را از كار در آورده اند (۱۶)
وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا ﴿۱۷﴾
و در آنجا از جامى كه آميزه زنجبيل دارد به آنان مىنوشانند (۱۷)
عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا ﴿۱۸﴾
از چشمه اى در آنجا كه سلسبيل ناميده مىشود (۱۸)
وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا ﴿۱۹﴾
و بر گرد آنان پسرانى جاودانى مىگردند چون آنها را ببينى گويى كه مرواريدهايى پراكندهاند (۱۹)
وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا ﴿۲۰﴾
و چون بدانجا نگرى [سرزمينى از] نعمت و كشورى پهناور مىبينى (۲۰)
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا ﴿۲۱﴾
[بهشتيان را] جامههاى ابريشمى سبز و ديباى ستبر در بر است و پيرايه آنان دستبندهاى سيمين است و پروردگارشان باده اى پاك به آنان مىنوشاند (۲۱)
إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا ﴿۲۲﴾
اين [پاداش] براى شماست و كوشش شما مقبول افتاده است (۲۲)
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا ﴿۲۳﴾
در حقيقت ما قرآن را بر تو به تدريج فرو فرستاديم (۲۳)
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا ﴿۲۴﴾
پس در برابر فرمان پروردگارت شكيبايى كن و از آنان گناهكار يا ناسپاسگزار را فرمان مبر (۲۴)
وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿۲۵﴾
و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان ياد كن (۲۵)
وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا ﴿۲۶﴾
و بخشى از شب را در برابر او سجده كن و شب[هاى] دراز او را به پاكى بستاى (۲۶)
إِنَّ هَؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا ﴿۲۷﴾
اينان دنياى زودگذر را دوست دارند و روزى گرانبار را [به غفلت] پشت سر مىافكنند (۲۷)
نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا ﴿۲۸﴾
ماييم كه آنان را آفريده و پيوند مفاصل آنها را استوار كردهايم و چون بخواهيم [آنان را] به نظايرشان تبديل مىكنيم (۲۸)
إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿۲۹﴾
اين [آيات] پندنامه اى است تا هر كه خواهد راهى به سوى پروردگار خود پيش گيرد (۲۹)
وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿۳۰﴾
و تا خدا نخواهد [شما] نخواهيد خواست قطعا خدا داناى حكيم است (۳۰)
يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿۳۱﴾
هر كه را خواهد به رحمت خويش در مىآورد و براى ظالمان عذابى پردرد آماده كرده است (۳۱)
پاورقى
(١) قرآن پارسها را اصحاب يمين مينامد و ميگويد همگى آنها عمر جاودان يافته و در نزد پروردگار خويشند. مفسران اسلامى اصحاب يمين را انسانهاى اوليه تفسير كرده اند. و براساس تاريخ تمدن بشرى، تنها انسانهاى اوليه، پارسها بوده اند.

هیچ نظری موجود نیست: