۱۱.۳.۹۶

این چشم و دهان و گردن و گوش


ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشم
زان چشم همی‌کنم بهرسو
صد چشمه زچشم من گشاید
چون چشم برافکنم برآن رو
چشمم بستی بزلف دلبند
هوشم بردی بچشم جادو
هرشب چو چراغ چشم دارم
تا چشم من و چراغ من کو
این چشم و دهان و گردن و گوش
چشمت مرساد و دست و بازو
مه گر چه بچشم خلق زیباست
تو خوبتری بچشم و ابرو
بااینهمه چشم زنگی شب
چشم سیه تراست هندو
سعدی بدو چشم تو که دارد
چشمی و هزار دانه لولو....

سعدی











هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.