۱۰.۹.۹۶

مریم ساوجی


مریم ساوجی یکی‌ از آزاده زنان و شاعران دوران معاصر ایران است. وی فرزند میرزا محمد ساوجی است و در تاریخ ۱۲۹۶ شمسی‌ در تهران از مادری پاکدامن متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید و دوران دانشگاه را در دانشکده ادبیات تهران گذراند و موفق به اخذ لیسانس در رشته‏ حقوق و ادبیات شد. سپس به استخدام وزارت آموزش و فرهنگ درآمد و به تدریس در دبیرستانها اشتغال ورزید. وى در سال ۱۳۲۵ ش مدرسه‏ اى تأسیس کرده و خود عهده‏دار امور آن گردید. ایشان همچین عضو هیأت رئیسه‏ اتحادیه‏ زنان حقوقدان ایران بود. خانم مریم ساوجی در کنار تمامی فعالیت‌های فرهنگی‌ و اجتماعی، شاعری شیرین سخن و نویسنده‌ای زبردست بود. از وی مقالات و کتب زیاد در زمینه علوم اجتماعی، ادبیات و علوم سیاسی باقی‌ مانده است. از جمله آثارش میتوان به کتاب «اختلاف حقوق زن و مرد، در اسلام و ایران»؛ «دختر راه»؛ «فرشته»؛ اشاره کرد. سه مجموعه‏ شعر نیز بنامهاى: «دیوان مریم»، «گلبرگ» و «پنجه با خورشید» هم جز معروفترین کار‌های این بانوی خردمند میباشد.خانم ساوجی در آغاز «صور» تخلص می‌كرد. آنگاه تخلص «مریم» را در شعر خود بكار برد وی شاعری خوش‌ذوق و لطیف طبع و در سرودن مثنوی و غزلیات عرفانی صاحب طبعی سرشار است.
آثارش در سال‌های گذشته در كانون شعرا و پس از آن در سایر روزنامه‌ها و مجله‌ها بچاپ رسید.
در کتاب زنان سخنور در مورد ایشان آمده است: «خانوم ساوجی مدتی است از كارهای ادبی و سرودن شعر بازمانده و دو كتاب به نام حقوق زنان در اقوام و ادیان و اختلاف حقوق زن و مرد در اسلام و ایران نوشته كه توسط بنگاه مطبوعاتی علی ‌اكبر علمی انتشار یافته است.
خانوم ساوجی در شعر از سبك پیشینیان پیروی می‌كند، پیشرفت و ترقی بانوان در اجتماع را آرزومند است و با آنكه تابع روش‌ قدماست بسبك نو نیز اشعاری را سروده است.


مریم ساوجی حقوقدان، نویسنده و شاعر و اولین بانویی است که مبحث حقوق زن را در سال ۱۳۳۵ در رادیو ایران عنوان کرد. وی تالیفات زیادی از جمله: "انتقاد بر قانون حمایت خانواده"، "اختلاف حقوق زن و مرد در اسلام و قوانین ایران" و ... دارد. وی موسس مدرسه‌ای نیز به نام ساوجی بود و سردبیری روزنامه آفتاب را برعهده داشت.

گفتم براین سرا كه زدی دست بردرش

چندان امید نیست كه مردست داورش

میزان عدل دركف مردست و حكم او

زن نیم مرد باشد و آنهم به پیكرش!

مطلب زیرگوشه هایی از نوشته نادر داودی در سایت واشنگتن پریزم است:
در تنها گفتگوی تصویری كه از خانم ساوجی بیادگار مانده است، ایشان میگوید: "از سیزده سالگی شروع كردم بشعر گفتن و در هجده سالگی تبدیل بیك شاعر حسابی شدم ."

"مریم ساوجی همچنین از آن جهت كه در سال ۱٣۱٠ (۱٩٣۱) جزو نخستین گروه زنانی بود كه در "آموزشگاه آموزگاران" پذیرفته شد، در میان اولین زنان تاریخ معاصر ایران قرار ‌گرفت كه در لباس اموزگاری وارد آموزش و پرورش شدند تا كوششی مستمر در راه سوادآموزی و ترویج دانش را آغاز نمایند. بخشی از یك تلاش وسیع و دامنه‌ دار تاریخی، برای پا فراتر نهادن از چهارچوب یك جامعه‌ای که به تازگی از اشغال درآمده بود و دو جنگ وحشیان و قتل‌عام‌های گسترده را در کوله بار خود داشت ! اما او در اینجا متوقف نشد، و پرونده وكالت نیز گرفت. ولی تنها بعنوان مشاور حقوقی در محاكم قضایی، خود را در خدمت حل مشكلات زنان قرار داد.
باید كه زن بپا شود و پا بپای مرد
هم‌راه و همقدم شود و ره‌گشای مرد
رسم كهن نهاده و باشور زندگی
نه در قفای مرد، رود پا بپای مرد

بانوی بزرگوار مریم ساوجی در سنّ نود سالگی در تاریخ بیست و ششم خرداد (شانزدهم ماه مه) سال جاری در کمال گمنامانی چشم از جهان فرو بست.
شاعره حقوقدانی كه بیش از نه كتاب و ده‌ها مقاله از او به یادگار مانده است، و در میان كتاب‌های وی میتوان عنوان "اختلاف حقوق زن و مرد در اسلام" را نیز یافت. سال‌ها قبل امام جمعه تهران -كه بر مسند قضاوت نیز تكیه داشت-، اظهار كرد: "زنها باید به شوهران خود سجده كنند." در آن زمان این مریم ساوجی بود، كه زبان به انتقاد باز كرد. تا جایی كه امام جمعه در خطبه‌ای دیگر به اصلاح گفته خود برخاست، و ناگزیر از توضیح شد.

بكوب راه شتربان بسوی منزل امن
افق ز حادثه سرخست و ابر خونبارست
بهوش باش در این واحه خطر مریم
كه میرقافله در خواب و فتنه بیدارست.

اكنون از مریم ساوجی جز انبوه اشعار و مقداری خاطره كه به مدد ضبط تصویر و صدای او در روزهای پایانی عمرش توسط نگارنده انجام شده، چیز دیگری بجای نمانده است. مگر مدرسه‌ای كه بهمت و سرمایه شخصی وی در خیابان "مهام" در محله چهارصد دستگاه تهران بنیان گذاشته شد و هنوز بر سر در خود، نام مریم را صدا ميكند. "روشن‌ترین نقطه زندگی من تأسیس دبیرستانی بود كه با اندك بضاعت خود بنا كرده و در ده سال آخر خدمت خود، سرپرستی آن

را بعهده داشتم و بعد از دوران بازنشستگی آنرا به اداره آموزش و پرورش واگذار كردم."
اما نام این مدرسه پس از پیروزی انقلاب تغییر كرد. تا این كه وی زبان به اعتراض گشود، و مسوولین آموزش و پرورش ترجیح دادند نام "مریم ساوجی" را به پیشانی مدرسه بازگردانند. همان مدرسه‌ای كه میزبان مراسم ختم او پس از مرگ شد.
در این بیغوله تاریك، مریم جغد گورم

در امید روشنای صبح تكبیرم
چو مرغ حق فغان در سینه دارم تا سحر 

اما گلوگیرم
دعایم كن، دعایم كن!

نامش همیشه جاودان و نیک باد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.