۸.۱۲.۹۵

تو اهل فضل و دانشی..... همین گناهت بس


در ابیات کلاسیک پارسی که اولین و تنها ادبیات جهان است که در آن شعر بگونه‌های مختلف ساخته شده است، و براساس وزن و قافیه وآهنگ کلمات کنار یکدیگر آمده اند، واین یگانگی و یکتایی تنها ویژه ادبیات پارسی است و بس، شعر و چکامه پارسی برحسب قواعد و ویژگی‌‌های مخصوص و گوناگونی که برای آدمیان پیش آمده باشد، به سبک‌ها و یازده قسم و گونه تقسیم می گردد. این مختصر اشاره اندکی‌ دارد به چگونگی‌ تقسیمات و سبک‌های گوناگون در ادبیات بینظیر و بی‌بدیل پارسی.

ادبیات در ایران به سروده‌های اوستا در حدود ۱۰۰۰۰ پیش از تاریخ ساختگی میلادی که از آن ۲۰۱۷ سال می‌گذرد، بازمی‌گردد. سروده‌های نخستین که شکوه وعظمت ادبیات ایرانیان باستان را بنمایش می‌گذاشتند، در طول تاریخ و پس از امپراتوری جهان شمول صفوی مورد هجوم قبایل وحشی که در نواحی غیر قابل سکونت میزیستند و بغایت وحشی و غیر متمدن بودند، از طریق سوزاندن و به آب افکندن و غارت کردن و تحریف نمودن نام و محتوای ایرانی‌ آن و مال خود کردن، امروزه کاملا از میان رفته و تنها بخش‌های کتاب اوستا و کتبی که کاملا اتفاقی در کتابخانه‌های خصوصی باقی‌ مانده‌اند، دردست است. 


اوزان باستانی شعر در ایران در زمان ورزش و رزم آوری، ضربی و هجایی بودند و بنظر می‌رسد این شیوه در زبان پارسی‌ باستان در زمان امپراتوری‌های هخامنشی، اشکانی، ساسانی ، سامانی و صفوی نیز مورد استفاده بوده‌است. از طرفی‌ خنیاگران پارسی سرودهای عاشقانه را که نام پهلوی نیز داشتند قرائت می‌کردند و این نوع شعر با آلات موسیقی توأم می‌شده‌است. با نفوذ فرهنگ مانوی در ممالک و امپراتوری ایران و هنرگرایی آنان نوعی ادبیات شعرگونه مانوی بزبان‌های پارسی و سغدی (زبان آسیای شرقی‌ کنونی) در ایران پدید آمد. در آثار بدست آمده از واحهٔ تورفان در کشور چین آثار پارسی زیادی کشف شده که به این مقوله بازمی‌گردند. در دوران ساسانیان نگارش موسیقی که امروزه نت موسیقی نامیده میشود، پدیدار گشته و شعر با موسیقی بشکل امروزی آن رونق می‌گیرد و ترانه های زیادی بنگارش در می‌‌آیند که برخی مانند درخت آسوریک، یادگار زریران (هردو از دورهٔ ساسانی) کارنامه اردشیر پاپگان و ماتیکان یوشت فریان دارای جنبه‌های ادبی بسیار بالای هستند. پس از امپراتوری صفوی بسیاری از این متون از میان رفت و برخی نیز توسط زرتشتیان نجات یافت و عمدتاً به چین و هندوستان منتقل گردید که امروزه به ادبیات پهلوی شهرت دارند. خط مورد استفاده در دوران امپرتوران ساسانی ، سامانی و صفوی برای نگارش آثار ادبی خط پهلوی، خط مانوی و خط سغدی بوده‌است و برخی آثار هم به پازند نوشته شده بوده‌اند. گفته میشود که امپراتوران ایرانی‌ خود نیز توسط آموزگاران به سرودن شعر، نواختن موسیقی و سخنوری و دانش‌های دیگر در کنار مشق رزم و جنگاوری می‌پرداختند. نمونه‌های اشعار امپراتوران ساسانی، سامانی بسیار است. که از این میان بهرام گور و خسرو پرویز معروفترین آنان میباشند.

سبک شعر پارسی:

سبک ساسانی: سبک حماسی است که در آن شعرا به استادی و بزبان و بیان ساده و بدون تشبیهات و تعبیرات اضافی به نقاشی صحنه ها( چه رزم و چه بزم) میپردازند و بدین طریق، آنچنان احساس و شوری را در شنوندگان خود برمی‌انگیزند که شنونده از رکود و خموشی درآمده و آماده عمل میگردد. از جمله مشاهیر این سبک میتوان به فردوسی‌ کبیر، نظامی بزرگ و رودکی که خداوندگار این سبک است اشاره کرد. و این لقب خداوندگاری به رودکی از زمانی‌ داده میشود که وی با سرودن یک شعر حماسی در دربار امپراتوری ساسانی، آنچنان انقلابی‌ در روح او ایجاد می‌کند که وی بیدرنگ از جا برمیکند و شبانه راهی‌ بخارا میشود.

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیر زی
میر زیتو ، شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی....

همچنین گفته میشود که خواندن اشعار حماسی فردوسی‌ پیش از هر جنگی در دربار شاهان حتی در زمان قاجار‌ها یکی‌ از اصول نظامی ایرانیان بوده است.

در دورهٔ امپراتوری سامانی علم، موسیقی و شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال و اوج را میپیمایند. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، شکور بلخی، موید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی، شاهنامه منصوری، کتاب گرشاسب و شگفتی های بلدان هر دو تألیف موید بلخی....

گوشه‌های از این اوج و شکوفایی را میتوان دید. همچنین در همین دوره دانشمندان و بزرگانی مانند رازی کاشف الکل و واکسن و بیماری‌های میکروبی و اسدی، ناصرخسرو، قطران تبریزی، مسعود سعد سلمان، عمر خیام دانشمند دانشمندان، امیرمعزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فاریابی، مجوسی شیرازی پدر علم آناتومی و پزشکی‌ معاصر، جمال‌الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابوالفرج رونی، حسن غزنوی، واسع جبلی، سنایی، ابن سینا ، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند.

در نثر نمایندگانی مانند نظام‌الملک نویسندهٔ سیاست‌نامه، امیر کی‌کاووس مؤلف قابوس‌نامه، محمد منور نویسندهٔ اسرار یگانگی و یا اسرارالتوحید، عطار نویسندهٔ داستان برگزیدگان و یا تذکرةالاولیاء، گردیزی مؤلف آنچه باید دانست ، ابوالفضل بیهقی نویسندهٔ تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده آرامش دل و یا راحةالصدور، غزالی مؤلف کیمیای سعادت، نویسنده کلیله و دمنه، نظامی عروضی مؤلف چهار مقاله، رشید وطواط نویسندهٔ باغ سحر و جادو و یا حدائق‌السحر، حمیدالدین بلخی نویسندهٔ مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مؤلف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند.

و در نثر دانشنامهٔ رازی علایی و رگ‌شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و پور عبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به نگارش در می‌آورد. تاریخ طبری، تفسیر طبری، نقشه دنیا (در جغرافیا)، رساله استخراج تألیف محمد پور ایوب حاسب طبری پرداخته میشود.

فردوسی، نظامی، رودکی، عنصری بلخی، عسجدی، فرخی سیستانی و منوچهری شعر پارسی سبک ساسانی را به کمال رسانیدند و نصر مشکان نویسندهٔ بزرگ دربار سامانی نشر و نوشتار درباری ، سبکی بدیع را در نثر پدیدآورد.

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.