۲۳.۴.۹۵

جنگ را بخاطر بسپار نوکر رفتنی است!


در زیر نوشتاری از یکی‌ از نویسندگان وابسته به وزارت اطلاعات ترکیه را میخوانید. آنچه که این مقاله را کاملاً ابتدایی مغرضانه و احمقانه مینماید نگاه سطحی است که نویسنده تحلیلگر آگاهانه و یا ناآگاهانه به قضایای جاری دارد و آنچه که باعث شده تا این مقاله در اینجا چاپ شود، تقریبا همگانی بودن این نگاه سطحی در بین "ناظران وابسته" به تحوّلات منطقه و مردمی که دستی‌ بر آتش دارند میباشد. صرفنظر از اینکه دیدگاه‌های نویسنده بسیار ابتدایی است ولی‌ مشترک بودن این دیدگاه در بین اکثریت، تقریبا یک فاجعه است که به آگاه و یا ناخوداگاه در میان مردم پخش و بسط داده میشود.

نویسنده در نوشتار زیر تلاش دارد جنگ زرگری که ۳۷ سال است در بین نوکران غربِ حاکم بر کشور‌های منطقه برقرار است را واقعی‌ جلوه داده و به آن دامن زند. جنگ زرگری که پیش از این بین اخونی‌های مصر و ترکیه در سطح وسیع رسانه‌ای شد. و یا دعوای دروغینی که حاشیه نشینان خلیج پارس با قطر براه انداختند. یا حمله به سفارت عربستان که یک برنامه بچگانه و احمقانه مشترک دو وزارت اطلاعات رژیم سعودی و جمهوری خائن و کثیف و اخونی اسلامی اشغالگر ایران بود که فقط احمق‌ها را فریفت و موجب خنده و بهت دیگران گشت. در واقع اینکه کی‌ با کی‌ بجنگد، کدام حکومت بر ضدّ دیگری مبارزه کند و چه نوکری با دهان کف کرده و گلوی چرکین نوکر دیگر غرب در منطقه را به لجن کشیده و سراپایش را ارغوانی‌ کند، کاملا بی‌ اهمیت است، آنچه که به شمار میاید و اصل مطلب است، وجود آشوب و جنگ و پریشانی و سرد نشدن این تنور است و بس. چرا که موجودیت و تداوم سیل و جریان انتقال ثروت به غرب و حفاظت از منافع غرب در دنیا تنها و تنها از مجرای این بزرگ و مهم صورت می‌گیرد و بس. آنچه که در غرب یک منطق است و به آن عمل میشود و از همه بدتر آنرا به مردم خود به عنوان یک واقعیت قبولانده اند این تز‌ فکری است که: ثروت‌های زمین مال تمامی مردمی است که بر روی کره زمین میزیند و اینکه عده‌ای صاحب آن باشند بی‌مورد و غیر قابل تحمل است و اگر این مردمی که در محدودی مرز‌های خود بر روی این ثروت‌ها نشسته اند با زبان خوش این منطق را قبول کردن که هیچ و در غیر این صورت به زور و با کشتار و تقلب و مکاری از آنان خواهیم گرفت و این دقیقا واقعیتی است که ۳۷ سال است که توسط ارتش ناتو در منطقه ایران بزرگ و دنیا اجرا میشود و پس از این هم خواهد شد.

نوسند پانترک (آبشناس) در سایت اسپوتینک در تحلیل آبکی خود می‌نویسد:
گویند یک دوست نادان میتواند بلایی سر آدمی زاد بیاورد که صد دشمن عاقل نتوانند. ماجرای مشاوران هیات حاکمه عربستان سعودی نیز از این قانون تبعیت می کند. از ورود این کشور به جنگ‌های فرسایشی گرفته تا حمایت آن از گروه‌های تروریستی مختلف همه نشان می دهد که رهبران این کشور نتوانسته اند مشاوران خوبی را برای خود انتخاب کنند !!! ( توهین به مشاوران غربی به ویژه انگلیسی‌ و فرانسوی!!!)

یکی از ویژگی‌های مشاوران در آن است که همه احساسات خود را دور نگاه دارند و بی‌طرفانه قضاوت کنند و به صاحب کار خود مشورت صحیح بدهند تا وی نیز تصمیم صحیح را در موارد مختلف اتخاذ کند. اما ظاهرا هیات حاکمه عربستان سعودی از برخی مشاوران استفاده می کند که احساسات خود را در نظردهی دخالت می دهند و بر همان اساس بدترین نوع مشورت را به هیات حاکمه می دهند و هر مشورت آنها ملیاردها دلار برای کشور و ملت عربستان سعودی آب می خورد. ( نگاه ساده لوحانه تحلیلگر از همین چند جمله نخست تو ذوق میزند!)

در برخی موارد ممکن است این مشاوران عوامل خارجی‌ای باشند که برای نابودی یا سوء استفاده دیگران از این کشور به آن مشورت می دهند. به عنوان مثال کشیدن پای عربستان به جنگ افغانستان و یا حمایت عربستان سعودی از عراق در جنگ با ایران را می توانیم به این "گونه" از مشاوران نسبت دهیم که قطعا عوامل ایالات متحده و اسرائیل بودند ( ردّ گم کردن مشاوران واقعی‌ که همانا انگلیسی‌ و فرانسوی هستند ) و می خواستند عربستان سعودی را وادار کنند درآمد‌های نفتی خود را به آتش بکشد و بذر کینه و دشمنی را در منطقه بکارند !! ( یعنی‌ سعودی‌ها تا این اندازه ابله و نادانند؟)


یا بحث دخالت عربستان سعودی در سوریه و عراق که به زالویی تبدیل شده که روزانه بیش از چندین برابر درآمد نفتی این کشور را می مکد. ( در واقع زالوی واقعی‌ ترکیه است و بس که ثروت‌های منطقه را برای خود و اربابان انگلیسی‌ و فرانسویش میخواهد و به هر قیمتی آنها را راهی‌ اروپا می‌کند)

نمی دانم چه کسی به عربستان سعودی مشورت داد که وارد گودال یمن شود ولی می توانم بگویم هر آنکس که چنین مشورتی به عربستان سعودی داد قطعا دوست عربستان سعودی نبوده و بسیار بیش از تصور سعودی‌ها به نفع جمهوری اسلامی کار کرده . ( جمهوری اسلامی نوکر اصلی‌ غربی‌ها است که مانند طاعونی سیاه ۳۷ سال است میلیون‌ها انسان بیگناه را به خاک و خون کشیده و در راستای تحقق اهداف غربی‌ها بطور جدی گام برداشته و با زنجیر کردن و به اسارت کشیدن یک ملت ۴۰۰ میلیونی بزرگترین خدمت را به غرب کرده است)

نکته‌ای که اینجا می توان به آن اشاره کرد آن است که در مورد همه موارد فوق می توان گفت مشاوران هیات حاکمه عربستان سعودی بیش از اینکه به نفع عربستان سعودی مشورت بدهند به ضرر این کشور نظر داده اند و عموما همه مشورت‌های آنها به نفع ایران تمام شده چون همه این کشورها را به آغوش جمهوری اسلامی پرتاب کرده.

خیلی برای بنده جالب است بدانم کدام مشاور باهوشی به عربستان سعودی مشورت داده که رسما حمایت خود از سازمان مجاهدین خلق را علنی کند. به هر حال همه می دانستند که این سازمان تروریستی سالهاست مورد حمایت عربستان سعودی می باشد و منابع مالی و لجستیک آن از سمت عربستان تامین می گردد اما اینکه عربستان به این وضوح حمایت خود از این سازمان را اعلام کند و اعلام کند که در صدد بر اندازی در ایران است، یعنی می توان گفت ایرانی‌ها باید سر و صورت این مشاوران را بوس باران کنند چون کاری کردند که ایران اگر می خواست انجام دهد باید ملیاردها دلار هزینه می کرد تا مردم ایران را متقاعد کند که عربستان سعودی در صدد بر اندازی و نابودی ایران زمین است و از گروه‌های تروریستی بر علیه ملت ایران حمایت می کند، و شاید هم به نتیجه نمی رسید.

نادانی مشاوران هیات حاکمه عربستان سعودی از جایی نشات می گیرد که هنوز نمی توانند تفاوت میان ذات ایرانی‌ها و همسایگان خود را درک کنند.

در حالی که برای همسایگان ایران مخصوصا عرب‌ها همکاری با دشمن امری بسیار عادی به حساب می آید برای ایرانی‌ها که عموما بسیار ملی گرا هستند همکاری با دشمن بد‌ترین نوع خیانت به ملت به حساب می آید و خیانت کاران حتی اگر فرزندان آنها نیز باشند را از میان خود طرد می کنند.

در اوایل انقلاب اسلامی در ایران سازمان مجاهدین خلق یکی از سازمان‌های پر نفوذ در انقلاب به حساب می آمد اما زمانی که این سازمان با عراق که به ایران حمله کرده بود همکاری کرد اعضای آن از جامعه طرد شدند و مقبولیت خود را از دست دادند.

پس از گذشت چند دهه دیگر این سازمان هیچ جایگاهی در داخل ایران نداشت و ندارد و سرمایه گذاری روی آن یعنی سرمایه گذاری بر یک برگه سوخته. (اینرا هر بچه‌ای میداند و فقط سعودی‌ها نمیدانند!!!)

اگر سعودی‌ها مقداری تعقل به خرج می دادند متوجه می شدند که علیرغم همه اختلافات داخلی ایرانی‌ها ( اینجا خون پانترکی نویسنده است که سخن می‌گوید! ایرانیها هیچ اختلافی‌ در بین خود ندارند بجز حکومت اشغالگر و بیگانه جمهوری اسلامی که دشمن مشترک همه ایرانی‌ هاست و اکثر ایرانی‌‌ها با این رژیم در تقابل مطلقند) اما ایرانی‌ها همگی در مورد مساله هسته‌ای که به غرور ملی آنها بر می گشت یکپارچه بودند. ( یکی‌ دیگر از حماقت‌های پانترکی نویسنده در تحلیل اوضاع جامعه ایران ) در مورد جنگ ایران و عراق نیز به همین ترتیب. همچنین در مورد قهرمانان ملی خود مانند سردار قاسم سلیمانی و یا شهدای جنگ تحمیلی و یا شهدای مدافع حرم. ( کوتاه فکری خودآگاه و یا ناخودآگاه نویسنده تهوع آور است ) وقتی شما در ایران در مورد سردار سلیمانی و یا مدافعان حرم صحبت می کنید همه مردم ایران!!!! از همه طیف‌های فکری آنها را قهرمانان ملی می دانند و حامی آنها هستند!!! ( همه مردم ایران از جمهوری اسلامی و عواملش مانند ایدز بیزار و فراریند) وقتی سازمان تروریستی مجاهدین خلق اقدام به گرد آوری افرادی که دشمن مدافعان حرم و دشمن ملت ایران هستند می نماید و رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی رسما در آن کنفرانس از اینان حمایت می کند عملا مردم ایران را در جبهه مقابل بر علیه دشمن متحد کرده. یعنی اگر جمهوری اسلامی یک ترلیون دلار هم هزینه می کرد شاید نمی توانست چنین جایزه‌ای را دریافت کند.

با این شرایط نه فقط عربستان سعودی چنین جایزه‌ای را روی سینی جواهر در اختیار جمهوری آخوندی اسلامی قرار داده بلکه این حق را به جمهوری اسلامی داده تا مخالفین حکومت عربستان سعودی را گرد هم آورد – سامان دهی کند و روی آنها سرمایه گذاری کند تا سیستم حاکم در عربستان سعودی را سرنگون کنند. و سابقه تاریخی نشان داده که جمهوری اسلامی در این امر تبحر خاصی دارد که هیچ رژیم دیگری به گرد آن نمی رسد.

در مورد فرانسه که مهماندار این کنفرانس بود نیز همین مورد صدق می کند. قطعا این کنفرانس بهانه‌ای برای فشار بر علیه فرانسه در اختیار دولت جمهوری اسلامی قرار خواهد داد و همه کشورهایی که نماینده به این کنفرانس فرستاده اند نیز باید توقع حمایت جمهوری اسلامی از مخالفینی که در صدد بر اندازی در آن کشورها هستند را داشته باشند.

در پایان می توانم بگویم هرچه فکر کردم که چگونه شد عربستان چنین گافی را مرتکب شد فقط یک توجیه را توانستم پیدا کنم و آن اختلافات درونی سیستم حاکمتی عربستان سعودی می باشد که بر اساس آن به دلیل برکناری شاهزاده ترکی الفیصل (پدر خوانده گروه‌های تروریستی در منطقه) توسط ملک سلمان وی در حال انتقام وفاش کردن کثیف کاری‌های پشت پرده‌های محرمانه در سیاست عربستان سعودی است تا به نوعی ملک سلمان را سرنگون کند. وگر نه هیچ منطق دیگری رفتار و سخنان نابخردمندانه ترکی الفیصل در پاریس را توجه نمی کند.

قطعا در موارد دیگر در منطقه نیز همین مشورت‌های نابخردمندانه ترکی الفیصل و امثال وی بوده که عربستان سعودی را به اینجا کشانده.

به هر حال جمهوری اسلامی هیچ وقت از دریافت جایزه‌های تصمیمات اشتباه هیات حاکمه عربستان سعودی ناراحت نخواهد بود و این هم یک گل طلایی دیگر به نفع آخوند ها.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر