۷.۶.۹۷

صد پرتو من در آب‌


اینجاست، آیید
پنجره بگشایید
ای من و دگر من ها
صد پرتو من در آب‌

مهتاب تابنده نگر
بر لرزش برگ‌
اندیشه من، جاده مرگ‌


آنجا نیلوفرهاست‌
به بهشت‌، بخدا درهاست‌
اینجا ایوان
خاموشی هوش، پرواز روان‌


در باغ زمان تنها نشدیم‌
ای سنگ و نگاه
ای وهم و درخت
آیا نشدیم؟


من صخره – منم‌
تو شاخه – تویی‌
این بام گلی‌، آری‌
این بام گلی، خاکست
و من و پندار


و چه بود این لکه رنگ، این دود سبک ؟
پروانه گذشت؟
افسانه دمید؟
نی، این لکه رنگ
این دود سبک، پروانه نبود
من بودم وتو
افسانه نبود
ما بود و شما.

سهراب سپهری


elaheh baz amad





















هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر