۲.۶.۹۷

ای حد پریدن



سرچشمه رویش هایی‌
دریایی‌، پایان تماشایی‌
تو تراویدی‌
باغ جهان تر شد، دیگر شد
صبحی سر زد، مرغی پر زد

یک شاخه شکست
خاموشی هست‌
خوابم بر بود
خوابی دیدم‌
تابش آبی در خواب
لرزش برگی در آب‌
اینسو تاریکی مرگ
آنسو زیبایی برگ‌
اینها چه‌
آنها چیست‌
انبوه زمانها چیست؟
این میشکفد، ترس تماشا دارد
آن میگذرد، وحشت دریا دارد
پرتو محرابی، می تابی‌
من هیچم‌
پیچک خوابی‌ بر نرده اندوه تو می پیچم‌

تاریکی پروازی‌، رویای بی آغازی، بی موجی، بیرنگی
دریای هم آهنگی‌.

سهراب سپهری



Homayra - Rahe Jodaee | حمیرا - راه جدایی













هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر