۱۳.۱۲.۹۶

مراد از بهار، هنگامی است که وجود آدمی‌ با کلام خدا و طبیعت انس میگیرد



با اینکه پس از ۱۵ بهمن ماه زمین به اصطلاح نفس می‌کشد(گرم میشود) و حتی اگر یک متر برف هم ببارد و سرما و سوز بیداد کند، دوامی نخواهد داشت و بطرز مسخرهای جلوه کرده و در مدت کوتاهی از بین خواهد رفت (کافی‌ است فقط یکبار باران ببارد، تمامی برف‌ها آب خواهند شد)، با اینحال اینزمان که میبایستی نسیم بهاری بوزد در بیشتر نقاط اروپا و دیگر جاها سرما و برف حکمرانی‌ می‌کند. و همانطوری که اشاره شد، این چالشی نیست که نگران کننده باشد، مشکل آنجاست که چگونه میشود به سگی‌ که با تعجب بتو و برف نگاه می‌کند و میپرسد:" مگر الان نزدیک بهار نیست پس این چه وضع مسخره‌ای است"، بفهمانی که ساعت بیولوژی او و درختانی که بواسطه گرم شدن زمین ریشه‌هایشان بیدار شده‌اند، عیبی نکرده و آنچه که میکشیم از حماقت احمق‌های غربی است و کاریش هم نمیشود کرد.

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
هر چند به نزد عامه این باشد زشت
سگ به ز منست اگر برم نام بهشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر