۱۹.۱۰.۹۶

ایران عزیز من



ای میهن سبز مهر
ای شه‌رگ نبض شعر
ای دور بجان نزدیک
ای نور دل و دیده
در هر ورق سنگت
شعری است اهورایی
از هر وجب خاکت
یک نابغه روییده
ایران عزیز من
ای جان عزیز من
کارون تو انشا کرد،
قانون سعادت را
جمشید تو بینا کرد،
کاخ فر ملت را
منصور تو بالا کرد،
قدر سر بی‌ مرگی
خیام تو افشا کرد
اسرار دانش را
ایران عزیز من،
ای جان عزیز من
تیر نظر آرش،
در سینه نهان دارم
«شهنامه»‌ی عالم‌ساز،
از فضل کیان دارم
برقصد کمان‌بازان،
بر رغم کمان‌سازان
چون ماه نو تهران،
ابروی کمان دارم
ایران عزیز من،
ای جان عزیز من
با عشق خدادادت،
پیمان وفا باقی است
از دخت «صفی» بهرت،
پیکی ز صفا باقی است
از میر بخارایی، (امیر سامانی)
ناداریِ دارایی
از پیر سمرقندی،(حکیم رودکی)
پیغام سخا باقی است
ایران عزیز من،
ای جان عزیز من
ما را بدل تنگت،
ای یار بهم آور
صد بار تو را میرم،
یکبار بهم آور
بر گلشن گلخندت،
بر فرق دماوندت،
گلخار نمی‌زیبد،
گلنار بهم‌آور،
ایران عزیز من،
ای جان عزیز من
پیوند نیاکانی،
پیوند دل و جانی،
پرورده شیرِ شعر،
پروده عرفانی،
ای عشق فلک پیچم،
بهر تو اگر هیچم،
بهر من ناقابل،
جایزه یزدانم
ایران عزیز من،
ای جان عزیز من.

گلرخسار صفی اِوا
شاعره زبردست تاجیکستان که تا زمان جنگ جهانی‌ اول مانند تمامی خاور میانه و یا ایران بزرگ در آغوش سرزمین مادری ایران بود.



همانطوری که در نقشه میتوان دید تمامی آسیا و آفریقا تا جنگ جهانی‌ اول و تا سال ۱۹۱۴ امپراتوری پارس ( Persian Empire) نامیده می‌شده است.
Sattar ..... Asheghaye Iran

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر