۲۹.۱۰.۹۶

ناخورده شراب میخروشیم


ناخورده شراب میخروشیم
بنگر چه کنیم اگر بنوشیم
از بیخبری خبر نداریم
پس بیهده ماچه میخروشیم
تاچند پزیم دیگ سودا
کز خامی خویشتن بجوشیم
دلمرده برون کشیم خرقه
وزماتم دل پلاس پوشیم
این زهد مزوری که ماراست
کس مینخرد، چه میفروشیم
باآنکه بما نمیشود راست
اینکار، ولیک هم بکوشیم
باشد که زجام وصل جانان
یکجرعه بکام دل بنوشیم
شب خوش بودیم بی عراقی
امروز در آرزوی دوشیم.
عراقی












هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.