۳.۱۰.۹۶

عیسی دمی کجاست که احیای ما کند


دو قرن حکومت مجانین بردنیا
کاری کرده که آدما 

دچار بودن و درگیر بودن را دوست دارند
دوست دارند در قفسهای پیدا و نامری باشند
دوست دارند احساس اسارت کنند
شکسته و تحقیر شده
چون آزادی بیشتر از بردهگی ترسناک است
و فراموش کرده اند که این زندگی نیست
تنها زنده بودن است
مثل تو خواب راه رفتن است
تلویزیون تماشا کردن, آشغال خوردن, اسیر جامعه مجازی بودن
و البته و بتازگی نگران هوایی که به ریه های خود میفرستند
کار کردن برای اینکه کس دیگری باشند
و خواستنی که ساحلی ندارد
و هیچکسی برای رهایی کاری نمیکند
و هیچکسی حتی تلاش برای نجات هم نمیکند
شاید دستی از غیب برون آمد
و یا شاید عیسی دمی احیای این جمع کرد
درغیر اینصورت
نوح ظهور خواهد کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.