۱۵.۹.۹۶

باامید وصل از درد جدایی باک نیست


یافتم روشندلی از گریه های نیمشب
خاطری چون صبح دارم از صفای نیمشب
شاهد معنی که دل سرگشته از سودای اوست
جلوه برمن کرد در خلوتسرای نیمشب
در دل شب دامن دولت بدست آمد مرا
گنج گوهر یافتم ازگریه های نیمشب
دیگرم الفت بخورشید جهان افروز نیست
تا دل درد آشنا شد آشنای نیمشب
نیمشب با شاهد گلبن درآمیزد نسیم
بوی آغوش تو آید ازهوای نیمشب
نیست حالی در دل شاعر خیال انگیزتر
ازسکوت خلوت اندیشه زای نیمشب
باامید وصل از درد جدایی باک نیست
کاروان صبح آید از قفای نیمشب
همچو گل امشب رهی از پای تاسر گوش باش
تا سرایم قصه ای از ماجرای نیمشب.

رهی معیری




گلهای تازه برنامه شماره ۳ - محمودی خوانساری - بی همزبان














هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.