۲۱.۸.۹۶

بچه در قنداق و آخوند در وطن

چونی، وقتی‌ یکی‌ از خونین‌ترین دشمنانت میشود رییس جمهورت و
برای مال و جان و آینده فرزندان و میهنت تصمیم می‌گیرد؟

کارگر در زیر کار و دخترک در زیر یار
هردو مینالند اما این کجا و آن کجا

یک منار در اصفهان و یک منار زیر پتو
هر دو جنبانند اما این کجا و آن کجا

دختر دروازه غار و دختر دریا کنار
هردو عریانند اما این کجا و آن کجا

نو عروس در حجله و جنگجو در کاروزار
هردو خونینند اما این کجا و آن کجا

بند تنبان فاطی و کرست لی لی خانوم
هردو چسبانند اما این کجا و آن کجا

نیزه داران در مصاف و بیضه داران در لحاف
هردو در رزمند اما این کجا و آن کجا

خشت سازان در بیابان، عشقبازان در اتاق
هر دو میمالند اما این کجا و آن کجا

چرخ و دنده زیر ماشین، مردوزن زیر لحاف
هر دو درگیرند اما این کجا و آن کجا

میترا با روژ لب، مش حسن با ماله اش
هردو میمالند اما این کجا و آن کجا

بوسه های دلبر و نقل و نبات و با قلوا
هردو شیرینند اما این کجا و آن کجا

دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا

چکمه خانم شهین و چکمه شمر لعین
هردو از چرمند اما این کجا و آن کجا

شکر مازندران و شکر هندوستان
هردو شیرینند اما این کجا و آن کجا

بچه در قنداق و آخوند در وطن
هردو می رینند اما این کجا و آن کجا.

ایرج میرزا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.