۶.۸.۹۶

رندی استیون کرافت.... Randy Steven Kraft



رندی استیون کرافت (زاده ۱۹ مارس ۱۹۴۵) یک قاتل سریالی و جنایتکار زنجیره‌ آمریکایی است که با لقب "قاتل کارت امتیازی" و "قاتل بزرگراه" شناخته میشود. این قاتل بیرحم مسبب کشتار یکسری از مردان جوان امریکایی است که اکثریت آنها در کالیفرنیا در ده‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی می‌زیسته اند. اکثر کشتارها بین سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۸۳ بوقوع پیوسته و قربانیان پیش از بقتل رسیدن تحت تجاوز وحشیانه جنسی‌ و شکنجه‌های طاقت فرسا قرار گرفته‌اند. علامت مشخصه قربانیان این قاتل وحشی، در مرحله نخست مرد بودن و سپس اجساد سوخته آنان است که توسط پلیس کشف شده است.

بر اساس گزارش پلیس، قاتل پس از دستگیری بقتل ۵۱ پسر و مرد جوان اعتراف کرده است.

او در ماه مه ۱۹۸۹ بخاطر قتل ۱۶ قربانی محکوم شد و در زندان سن کوانتین در ایالت مینین کالیفرنیا زندانی شده و وکیل او از دادگاه عالی‌ فرجام خواهی کرد. در سال ۲۰۰۰ دادگاه عالی کالیفرنیا حکم اعدام وی را تایید کرد.

کرافت با لقب "قاتل بزرگراه" شناخته میشود، زیرا بسیاری از اجساد سوخته قربانیان او در کنار بزرگراه‌ها کشف شده اند. البته دو قاتل سریالی دیگر هم بنام‌های ویلیام بونین و پاتریک کرینی، اجساد قربانیان خود را در بزرگراه‌ها رها میکردند و از این بابت کرافت این لقب را با این دو به اشتراک می گذارد.
کرافت همچنین بعنوان قاتل کارت امتیازی (Scorecard Killer) شناخته می شود، زیرا در تحقیقاتی‌ که پلیس پس از دستگیری او انجام داد بیک لیست کدگذاری شده دست یافت که نشان دهنده مشخصات قربانیان کرافت بوده است.

تعدادی از ویژگی‌‌های قاتل بشرح زیر است:

۱- او یکی از چندین قاتل بزرگراه‌های آمریکا است.
۲- جوان‌ترین قربانی او ۱۲ سال و مسن‌ترین آنها ۶۰ ساله بوده اند.
۳- پلیس او را در حال رانندگی‌ در حال مستی دستگیر کرد در حالی‌ که جسد یکی‌ از قربانیان در ماشین سواری او قرار داشت.
۴- کرافت هر کسی‌ را که میکشت، مشخصات و شرح و تفصیل ماجرا را بدقت در یک دفترچه یاداشت می‌نوشت.
۵- او همچنین از بسیاری از قربانیان خود عکس یادگاری گرفته است.
۶- قربانیان توسط سیم خفه شده و یک جوراب قربانی در مقعدش فرو شده بود.


رندی استیون کرافت در ۱۹ مارس ۱۹۴۵ در لانگ بیچ، کالیفرنیا متولد شد. او فرزند چهارم و تنها پسر اپال لی (نئل بیلی) و هارولد هربرت کرافت بود.
پدر و مادر کرافت در آغاز جنگ جهانی دوم به وایومینگ کالیفرنیا نقل مکان کردند.
پدرش یک کارگر ساده بود و مادرش در یک تولیدی لباس دوزندگی میکرد.
والدین کرافت مرتباً در حال کار کردن بودند و فرصت کمی‌ برای فرزندانشان داشتند. کرفت همراه با سه خواهر بزرگتر خود همواره تنها بود. او را کودکی باهوش توصیف کرده‌اند.
در سال ۱۹۴۸، خانواده کرافت از لانگ بیچ کالیفرنیا، به محله‌ای درهمسایگی اورنج کانتی نقل مکان کردند.
در دوران نوجوانی کرافت علاقه شدید به سیاست پیدا کرد و آرزویش انتخاب شدن بعنوان سناتور بود. بهمین دلیل هم با دو دوست نزدیک خود در دبیرستان وست مینستر، یک گروه فعال سیاسی را تاسیس کردند. کرافت در دبیرستان وست مینستر، دو بار بعنوان دانش آموز ممتاز که همش ۲۰ میگرفت انتخاب شده و جایزه گرفت. وی با وجودی که با دختران دوست میشد ولی‌ همه می‌دانستند که او همجنسباز است.
کرافت بعد‌ها گفته است که او از روزهای دبیرستانی خود میدانست همجنسگرا است ولی‌ همیشه این راز را مخفی‌ نگاه میداشته است.
در ۱۳ ژوئن سال ۱۹۶۳، او از دبیرستان فارغ التحصیل شد. و در کالج مردان در کلارمونت، کالیفرنیا ثبت نام کرد، و در آنجا تحصیلات لیسانس در رشته اقتصاد را دنبال کرد.
کرافت کمی‌ پس از ثبت نام بعنوان دانشجو دانشگاه اقتصاد، در سپاه ذخیره سرباز ارتش آمریکا ثبت نام کرد و برای جنگ ویتنام و حزب جمهوری خواه بشدت فعال گشت. و بطور منظم در تظاهرات بنفع جنگ ویتنام و در سال ۱۹۶۴ برای انتخاب نامزد محافظه کار ریاست جمهوری، بری گلدواتر (Barry Goldwater) در کمپین انتخاباتی او شرکت کرد. هر چند بعد‌ها گفت که این کار را صرفاً بخاطر تاثیر افکار والدین خود انجام داده است. کرافت سال دوم دانشگاه اعلام کرد که همجنسباز است و از کمد بیرون پرید. و اولین دوست پسر خود را اختیار کرد.

در سال ۱۹۶۴، کرافت بعنوان متصدی بار همجنسگرایان در سالن کوکتل محلی Garden Grove مشغول بکار شد و بمشتریان همجنسگرا خدمت کرد. در این سال‌ها او بشدت در سکس همجنسگرایان فعال بود.
در سال ۱۹۶۶، کرافت پس از اینکه با یک پلیس مخفی در هانتینگتون بیچ آشنا شد که با وی سکس داشته باشد، دستگیر و به اتهام همجنسگرایی زندانی گشت. ولی‌ چون هیچ سابقه کیفری نداشت، آزاد گشت. این دستگیری برای او بشدت ناراحت کننده بود بطوری که در سال بعد، تغییرات رادیکال در باورهای سیاسی خود را گسترش داده و اینبار تبدیل به یک دموکرات واقعی‌ شده و در سال ۱۹۶۷ در حزب دموکرات ثبت نام کرد. در همان سال او بطور خستگی ناپذیرانه برای انتخاب رابرت کندی مبارزه کرد و پس از پیروزی او نامه‌ای شخصی از کندی دریافت کرد که در آن از تلاش او تشکر کرده بود. کرافت همچنین برای مبارزات جانفشانه خود برای دموکرات‌ها مقادیر زیادی پول دریافت کرد که او را در سال‌های آخر دانشجویی، تبدیل به یک دانشجوی خوشگذران که تمام مدت به نوشیدن، مصرف مواد مخدر و شرکت در سالن‌های قمار و پوکر شبانه سپری میکرد، تبدیل ساخت.
این روش زندگی‌ باعث شد که کرافت نتوانست مدرک خود را بگیرد و یکسال عقب ماند. در فوریه سال ۱۹۶۸ کرافت از کالج کلارمانت با لیسانس در اقتصاد فارغ التحصیل شد. چهار ماه پس از فارغ التحصیلی از کالج، کرافت به نیروی هوایی ایالات متحده پیوست. پیش از اینکه در پایگاه نیروی هوایی ادواردز در جنوب کالیفرنیا مستقر شود، او مدیر نظارت بر نقاشی بدنه هواپیماهای آزمایشی شد، کاری که هم بسیار راحت بود و هم بسیار پر درآمد و کرافت بخاطر آن از سناتور با نفوذ (و احتمالا همجنسگرا) دمکرات تشکر کرد. کرافت در نیروی هوایی ایالات متحده به رتبه اول سرپرستی و مدیرت واحد تست هواپیما رسید و جایزه و مدال دریافت کرد!
در همان سال که کرافت افسر ممتاز نیروی هوای ارتش آمریکا شد، همجنسگرا بودن خود را به خانواده‌اش افشا کرد. کرافت بعد‌ها در یک نامه به معشوق پسر خود نوشت که پدرش با خشم و مادرش کمی فهمیده تر با موضوع همجنسگرایی او برخورد کرده‌اند. از این پس ارتباط او با خانواده‌اش تا حد زیادی کم شد. در تاریخ ۲۶ ژوئیه ۱۹۶۹، کرافت را ضمن ارتباط جنسی‌ با فرمانده اش دستگیر کرده و او را از نیروی هوایی اخراج کردند. در پرونده او دلیل این اخراج بعنوان مشکل "پزشکی" در نظر گرفته شده است. در پاسخ به این اخراج، کرافت با اختیار کردن یک وکیل در تلاش برای به چالش کشیدن زمینه‌های مربوط به اخراج خود، از نیروی هوایی آمریکا شکایت کرد. ولی‌ این شکایت بجایی نرسید و کراف ناچاراً بخانه پدری برگشت و بعنوان مسئول بار همجنسگرایان شروع بکار کرد.
در ماه مارس ۱۹۷۰ کرافت یک جوان ۱۳ ساله بنام "جوی فانچر" را در هانتینگتون بیچ فریفت و او را بخانه خود برد.
فانچر به کرافت گفته بود که در آن روز از خانه فرار کرده است. کرافت در آپارتمان خود به نوجوان بیچاره مواد مخدر داده و پس از اینکه به او تجاوز کرد او را مورد حمله قرار داد. فانچر بطور معجزه آسائی از چنگ او فرار کرد. مردمی که در خیابان او را خونین و با وضح فجیع دید‌ند، آمبولانس خبر کرده و او را به بیمارستان رساندند. در بیمارستان فانچر، کرافت را لو داد و گفت که کرافت به او مواد مخدر داده و او را مورد ضرب و شتم قرار داده است. ولی‌ به والدین یا پلیس نگفت که مورد حمله جنسی کرافت قرار گرفته است. در یک جستجو از آپارتمان کرافت که با همکاری خود کرافت انجام شد و توضیح او که نوجوان بخاطر قرص‌های او با وی دعوا کرده و سعی‌ داشته از او دزدی کند، پلیس موضوع را کش نداد و پرونده خاتمه یافت.

این اولین قربانی کرافت است که از چنگ وی فرار کرده است. تا این تاریخ مشخص نیست که کرافت چندین تن‌ را کشته است.
در سال ۱۹۷۱، کرافت کار جدیدی را بعنوان یک راننده کامیون در هانتینگتون بیچ پیدا کرد.

سپس در دانشگاه ایالتی لانگ بیچ ثبت نام کرد و دوره‌های آموزشی را در آنجا گذراند.
در دانشگاه ایالتی لانگ بیچ، کرافت با یک دانشجوی دیگر به نام جف گریوز، آشنا شد که از مینسوتا (minnesota) بود و از کرافت چهار سال جوانتر بود.
در ۵ اکتبر سال ۱۹۷۱ پلیس یک بدن برهنه یک جوان ۳۰ ساله ساکن لانگ بیچ ، بنام واین دوکت (wayne Dukette) را در نزدیکی بزرگراه اورتگا کشف کرد.

دوکت، یک متصدی بار در یک کلوپ همجنسگرا‌ها بنام "The Stables"، بود. وی آخرین بار در ۲۰ سپتامبر ۱۹۷۱ زنده دیده شده بود.
سوءاستفاده جنسی‌ و نشانه‌های شکنجه بر روی بدن وی دیده میشد. علت مرگ را مسمومیت حاد الکل زیاد در خون اعلام کردند.
اولین اسمی که در دفترچه یاداشت کرافت نوشته شده است، نام این جوان است و به همین دلیل پلیس فکر می‌کند که این جوان اولین قربانی کرافت است.

کرافت پانزده ماه پس از قتل دوکت، یک دریانورد ۲۰ ساله بنام ادوارد مور (Edward Moore) را کشت. مور آخرین بار در ۲۴ دسامبر سال ۱۹۷۲ زنده سربازخانه و پادگان Camp Pendleton را ترک کرده بود.

بدن او در ساعتهای اولیه روز ۲۶ دسامبر در کنار بزرگراه ۴۰۵ در سییل بیچ (Seal Beach) یافت شد.

خراش‌های روی بدن مور نشان داد که از یک وسیله نقلیه بر روی زمین کشیده و جابجا شده است. کالبد شکافی از جسد نشان داد که مچ دست و پا‌های مور با طناب بسختی بسته شده بوده و سپس با یک ابزار سخت سر و صورت وی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است. بدن او همچنین شواهدی از علائم گاز گرفتگی و کنده شدن توسط دندان را نشان میداد. و یک جوراب به مقعد وی وارد شده بوده است.
در فوريه سال ۱۹۷۳ جسد سوخته جوان دیگری در کنار بزرگراه جزیره آخر در لس آنجلس یافت شد که براساس كارت امتياز و یا دفترچه یاداشت كرافت بنام "ويلمينگتون" خوانده میشد. این جسد که شش هفته پس از قتل ادوارد مور، کشف شده بود، تخمین زده میشد حدود ۱۷ تا ۲۵ ساله باشد. این قربانی توسط یک سیم نازک خفه شده بود و همچنین یک لنگه جوراب در مقعد جوان دیده میشد.
دو ماه بعد، در ۹ آوریل، بدن کوئین بیلی ۱۷ ساله در کنار جاده در هانتینگتون بیچ یافت شد. بیلی از مقعد پاره شده بود و در بدنش جای سوختگی‌های وحشتناک دیده میشد. او نیز توسط سیم خفه شده بود.
تا ژوئیه ۲۸، اجساد دو قربانی دیگر کشف شدند:
یک جوان ناشناس که بدنش در ۲۲ آوریل یافت شد.
و یک جوان ۲۰ ساله به نام رانی ویب، که بدن خفه شده او در روز ۳۰ ژوئیه، دو روز پس از ناپدید شدن، در کنار بزرگراه ۴۰۵ پیدا کردند.
جای سیم پیچ شدن بر روی مچ‌های دست و پای ویب مشاهده میشد و بدنش سوخته شده بود.
کرافت از این به بعد در مخفی‌ کردن اجساد دقت بیشتری بخرج داد.

قربانی بعدی او یک دانشجوی رشته هنر همجنسگرای ۲۳ ساله بنام وینسنت کروز میستاس بود که بدنش در ۲۹ دسامبر در کوههای سان بیرین دینو یافت شد.
همانطور مانند قربانیان پیشین شکنجه، تجاوز و خفه شده بود و یکی از جوراب‌های قربانی به مقعد او وارد شده بود. دستهای مستا نیز مانند دیگر قربانی‌ها با سیم از بدن او جدا شده و هرگز پیدا نشدند.
تا نوامبر سال ۱۹۷۴، پنج قربانی دیگر در کنار یا در نزدیکی بزرگ راه در جنوب کالیفرنیا کشف شدند. سه تا از آنها بوضوح با قاتل مرتبط بودند. دو تن‌ از این قربانیان - ۲۰ ساله مالکوم و ۱۹ ساله جیمز ریوز - هر کدام در کنار اتوبان در حالی‌ کشف شدند که اشیاء خارجی در مقعد آنها قرار داده شده بود.

در حالی که بدن قربانی سوم، ۱۸ ساله ملوان راجر دیکرسون، نشان می داد که بیش از دیگران شکنجه شده و تعداد زیادی نشان گاز گرفتگی نقاط بسیاری از بدنش را کنده بود.
در ۳ ژانویه ۱۹۷۵، کرافت یک دانش آموز دبیرستانی ۱۷ ساله بنام جان لیرس را ربود و بقتل رساند.
جوان بیچاره آخرین بار صبح در حالی‌ که سوار اتوبوس در لانگ بیچ میشد دیده شده بود. بعدازظهر، بدن خفه شده او در "ساحل غروب خورشید" (Sunset Beach) پیدا شد با یک جسم خارجی که به مقعدش فرو شده بود.

علائم کشش در امتداد ساحل نزدیک بجایی که جسد پیدا شده بود نشان می داد که دو تن‌ بدن را حمل کرده اند.

دو هفته پس از قتل لارس، در ۱۷ ژانویه، جسد جوان ۲۱ ساله کریگ جنیتیس در پارکینگ هتل گلدن سیلس در نزدیکی بزرگراه ساحلی اقیانوس آرام و Loynes Drive در لانگ بیچ کشف شد. جنیتیس با یک رشته سیم خفه شده بود و مانند دیگران مقعدش هم پاره گشته شده بود.

بگزارش رسمی‌ پلیس اکثر قتل‌ها در بین سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۸۳، صورت گرفته است و کرافت بطور کلی ۶۷ جوان را کشته است. اکثر قربانیان کرافت، مردانی بین ۱۳ تا ۳۵ سال بودند که اکثریت آنها در اواخر نوجوانی تا اواسط دهه بیست بوده اند.

کرافت به ۱۶ تا از این قتل‌ها متهم شد چرا که پلیس تنها ۱۶ جسد سوخته را یافته بود. گفته شده است که همه آنها بین سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۳ بقتل رسیده و اجسادشان سوزانده شده است.

بسیاری از قربانیان کرافت پسران جوانی‌ بودند که در نیروی تفنگداران دریایی استخدام شده و خدمت میکردند. و آزمایشات بیشتر اجساد قربانيان شواهدی از میزان بالای الکل و آرام بخش‌ها و مواد مخدر در سیستم‌های خون‌شان را نشان می دهد. بدین ترتیب پلیس معتقد است که کرافت پیش از هر عملی‌ ابتدا آنان را تحت تاثیر الکل و مواد مخدر قرار میداده تا مقاومتی نکنند.
قربانیان کرافت بطور معمول بوسیله ماشین سواری کرافت و با اراده خود رفته‌اند. پلیس می‌گوید کرافت به آنان پیشنهاد رساندن آنان به مقصد را داده و یا پیشنهاد مواد مخدر نموده و آنان را به این بهانه‌ها سوار وسیله نقلیه‌ خود نموده است. در بررسی از ماشین سواری کرافت آثاری از مواد مخدر، الکل، دی ان ا قربانیان، خون و وسأیل خفه کردن بدست آمده است.

در داخل وسیله نقلیه کرافت، قربانیان با الکل و یا سایر مواد مخدر از کار می‌افتادند. سپس آنها پیش از اینکه معمولا توسط روش خفگی کشته شوند، شکنجه و مورد سوء استفاده جنسی واقع می‌شدند. اگرچه برخی قربانیان هم بر اثر دوزهای مرگباری از داروها و مواد مخدر، پیش از اینکه کرافت آنان را بکشد، مرده اند.

پس از آن قربانیان، معمولا - هر چند نه بطور انحصاری - در کنار یا نزدیک بزرگراه‌های مختلف در جنوب کالیفرنیا پرت می‌شدند. (شواهد تصویری که در خانه کرافت یافت شده، نشان میدهد که کرافت چندین تن‌ از قربانیان خود را پیش از قتل بخانه‌اش برده است).

بسیاری از قربانیان کرافت با یک فندک سیگار، معمولا در اطراف اندام تناسلی، قفسه سینه و چهره سوزانده می شدند، و چندین قربانی را نیز یافته اند که آثاری از ضربات شدید جسمی خارجی‌ به چهره و سر داشته اند. در موارد متعددی، اشیای تیز خارجی در مخرج قربانی فرو رفته که باعث انقباض یا زخم شدن و پارگی شدید آنان شده است.

اکثریت قتل‌های کرافت در کالیفرنیا انجام شده است ، اگر چه برخی از قربانیان در اوراگان کشته شده اند و دو قربانی دیگر هم در ماه دسامبر ۱۹۸۲ در میشیگان کشف شده اند.














آنچه که در مورد این قاتل در اینترنت پارسی نوشته شده است بشرح زیر است:
کرافت در اتوبان‌های اطراف کالیفرنیا مردان جوان را انتخاب می کرد و آنها را به شکل وحشتناکی می کشت. تمامی قربانیان قبل از مرگ مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار می گرفتند و اغلب آنها با فندک به آتش کشیده می شدند و پلیس هربار بقایای سوخته اجسادشان را پیدا می کرد.
برخی ازقتل‌ها در شرایطی صورت می گرفت که قاتل سریالی در حالت مستی بود.

 نام واقعيش «راندولف استیون» بود.

دوران کودکی:
وی از کارشناسان اقتصاد و تحصیلکرده کالج «مک کین» و چهارمین فرزند خانواده بود. پدر و مادر وی پس از جنگ جهانی دوم به «وایومینگ» کالیفرنیا نقل مکان کردند. پدرش کارگر و مادرش اپراتور یک شرکت بود. پدر برای فرزندان خود چندان وقت نمی گذاشت و رندی به همراه سه خواهر بزرگتر از خودش دوران کودکی را دور از توجه والدین گذراند.
در سال ۱۹۴۸ خانواده وی از «لانگ بیچ» کالیفرنیا به «اورنج کانتی» نقل مکان کردند و او در اعتراف‌های خود گفت در یک سالگی دچار حادثه شد و پس از پرت شدن از نیمکت استخوان پایش شکست و یک سال بعد از آن هم به خاطر سقوط از پله‌ها صدمه دید. او در مدرسه نمرات بسیار عالی می گرفت و به خاطر چهره و شخصیت جذابش درمیان دوستان خود از توجه زیادی برخوردار بود که در دوران دبیرستان محبوبیت بیشتری یافت.

کالج و کسب تحصیلات:
او پس از دوره دبیرستان در کالج با داشتن بورس تحصیلی در رشته اقتصاد مشغول به تحصیل شد و علاقه وی به سیاست همچنان در رفتارهایش دیده می شد. کرافت تمایل به آزار نوجوانان را از دوره دبیرستان آغاز کرده بود که آثار انحراف اخلاقی در او ظاهر شد.

نخستین بازداشت:
در سال ۱۹۶۳ کرافت با وانت خود در اطراف شهر پرسه زده و قربانیان خود را به دام می انداخت در این اثنا یک افسر پلیس مخفی به وی ظنین شد و او را بازداشت کرد اما به دلیل نداشتن شواهدکافی و سابقه بازداشت قبلی وی از زندان آزاد شد.
او در همین سال‌ها به دلیل سردرد و معده درد مجبور شد که خود را به یک پزشک نشان دهد. از آن زمان علاقه وافر او به الکل، شب زنده داری، فاصله از درس ظاهر شد و از آن زمان رفته رفته، حملات وی بسیار گسترده شد. اطلاعات پلیس در آن زمان نشان می داد که لیستی از پیام‌های رمزی مربوط به قربانیان در یک کیف در صندوق عقب ماشین کرافت پیدا شد. جست وجو در آپارتمان وی نشان از قتل‌های مختلف وی داشت. لباس‌های متعلق به قربانیان، الیاف قالیچه کنار تخت کرافت نشان می داد که سه قربانی روی این قالیچه به قتل رسیده اند. کارآگاهان متوجه شدند که کرافت اغلب به «اورگان» و «میشیگان» رفته و درست در همین مناطق پرونده قتل‌های حل نشده زیادی وجود داشت. با توجه به شواهد موجود کرافت بازداشت و در دادگاه به قتل ۱۶ تن متهم شد. اما شواهد موجود حاکی از آن بود که وی قربانیان بیشتری داشته است.

شریک یا همدست:
برخی از کارآگاهان با انجام تحقیقات همواره بر این باور بودند که کرافت همدستی نیز داشته که هرگز به وجود او اعتراف نکرده است. او بیشتر قتل‌هایش را تحت تاثیر الکل و مواد مخدر انجام می داد. اما هیچ شریک جرمی نیز برای وی پیدا نشد. در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۸ میلادی کرافت محاکمه شد که یکی از طولانی‌ترین و پر هزینه‌ترین محاکمات آن زمان در منطقه اورنج کانتی شناخته شد.
اعضای هیات منصفه پس از ۱۱ روز او را مجرم شناخته و حکم اعدام را برایش صادر کردند.
او تا روز اعدامش در زندان «سن کوئنیتن» به سر برد تا این که در سال ۲۰۰۰ میلادی دادگاه عالی کالیفرنیا حکم اعدام وی را تایید کرد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.