۵.۵.۹۶

وطنم


چرا زهم بگریزیم، راهمان که یکیست
سکوت وغم واشک وآهمان که یکیست
چرا زهم بگریزیم دستکم یک عمر
مسیر میکده وخانقاهمان که یکیست
توگر سپیدی روزی ومن سیاهی شب
هنوز گردش خورشید وماهمان که یکیست
تو از سلاله لیلی من از تبار جنون
اگرنه مثل همیم اشتباهمان که یکیست
منوتو هردو بدیوار ومرز معترضیم
چرا دو توده آتش گناهمان که یکیست
اگرچه رابطه هامان کمی کدر شدهست
چه باک حرف وحدیث نگاهمان که یکیست.

محمد سلمانی



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.