۳۱.۴.۹۶

موی من مانند یال اسب مغرورم سپید


با من برنو بدوش یاغی مشروطه خواه
عشق کاری کرده که تبریز میسوزد در "آه"

بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد
با من تنهاتر از ستارخان بی سپاه

موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه

هرکسی بعد ازتو منرا دید گفت از رعدوبرق
کنده ی پیر بلوطی سوخت، نه یک مشت کاه

کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یکنفر باید زلیخا را بیاندازد بچاه

آدمیزادست و عشق و دل بهرکاری زدن
آدمست و سیب خوردن، آدمست و اشتباه!

حامد عسگری









هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.