۶.۵.۹۶

پر ز خائن گشته صحن خاکمان



تاج شاهی را زسر برداشتند
جای آن عمامه ها بگذاشتند

در میان هر زمین و دهکده
بتکده بهر عبادت کاشتند

روزگار صلح شاهان پرکشید
نوبت پابوسی ملا رسید

دوره پیراهن ملی‌ گذشت
جای آن سالوس و ذلت بردمید

این زمان برعکس آن کشف حجاب
چادر و چاقچور بدادند و نقاب

تا دگر این مردم ِ آز و طمع
هرگز از ملا نخواهند انقلاب

چون سیاست در دیانت گشته است
حد تزویر و ریا بگذشته است

هرکجا دیدم بهر دیوار شهر
زهر تذهیب جفا آغشته است

آنکه همرنگ جماعت میشود
وارد تخت رذالت میشود

وانکه رسوا میشود آیین او
دور ازین حکم و سیاست میشود

ملتی دنبال جنگ دیگری
درپی ایجاد ننگ دیگری

عده ای هرلحظه هرجا میشوند
همچو اختاپوس برنگ دیگری

یک جماعت بهر پول و مال خود
میکِشند بیگانه را دنبال خود

عده ای مانند روباه میبرند
مردمی را طعمه اغفال خود

اینچنین شد سرزمین پاکمان
پر ز خائن گشته صحن خاکمان

این سرای کوروش ایران نبود
این نبود آن میهن بی باکمان

مکرشان این سرزمین را رانده است
کشور دیرینه را سوزانده است

همچنان با فکر مکاران غرب
حکم استعمار ایران مانده است.

منصور فرزادی عزیز














هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.