۱۲.۴.۹۶

آلبرت فیش .... Albert Fish


آلبرت فیش ( ۱۹ مهٔ ۱۸۷۰ – ۱۶ ژانویه ۱۹۳۶) آدم‌کش زنجیره‌ای و یک آدمخوار ایالات متحده آمریکا بود.
در سال ۱۹۳۴ روانپزشکی که با این جانیِ ۶۶ ساله آدمخوار مصاحبه کرده، می‌نویسد: "در پرونده آلبرت فیش جنایت فجیعی نیست که درج و ثبت نشده باشد." این سوسیوپت دارای زندگی‌ دو گانه بوده و در کنار قتل و جنایت و آدمخوری و تجاوز به کودکان، روزانه بکار نقاشی ساختمان مشغول و خود پدر ۶ فرزند بود. فیشِ قاتل علاوه بر قتل و اذيت و آزار كودكان، آدمخوار نيز بود. اينگونه گفته می‌‌شود كه فيش بيش از ۱۰۰ كودك را ربوده، آنان را مورد تجاوز و شکنجه قرار داده و سپس کشته و جسدشان را خورده است.

جنایاتی راكه وی در جريان اعترافاتش در دادگاه افشا كرده بحدی تكان دهنده و وحشتناک بود كه دادستانها از بلند خواندن دادخواست در دادگاه ابا داشتند. آلبرت فيش در واشنگتن بدنيا آمد و پدرش يك ناخدا ۷۵ ساله بود. تعدادی از اعضای خانواده فيش دچار اختلالات روانی‌ بودند. يك برادر وی بشدت روانی‌ و برادر ديگرش الکلی بود.
فیش آدمخور امریکایی، پدرش را زمانی‌ که ۵ سال بیش نداشت، از دست داد و چون کسی‌ حاضر به نگاهداری او نشد، وی را به یتیم خانه فرستادند. او بارها از يتيم خانه گريخت و دوباره دستگیر و مجبور شد به آنجا بازگردد. فیش در زندگی‌ زناشویی هم دچار ناکامی و تلخی‌ گشته و زنش او را بخاطر مرد دیگری ترک کرده و فیش ۴۹ ساله را با دنیایی از ناامیدی تنها گذشت. پس از آن بود كه شخصيت وی بتدريج دگرگون و رفتارش بشدت عجيب و خصمانه شد. قربانیان وی کودکانی بودند كه جذب رفتار مهربان و پدرانه وی می‌‌شدند، هیولایی كه شكنجه های غيرقابل تصوری را بر روی قربانيان خردسال خود بكار گرفت . وی بجمع آوری اخبار مربوط به آدمخوارانی چون فريتز هارمن معروف به «خوناشام هانوور» علاقه داشت. فيش در سال ۱۹۲۸ علاقه‌اش بخوردن گوشت انسان را نمايان كرد و در آنسال دختری ۱۲ ساله بنام "گراس باد" را قربانی اين علاقه‌ عجيبش كرد.

"گراس" فرزند پدر و مادری بود كه فيش را می‌‌شناختند و به وی اعتماد داشتند. والدين گراس هنگامی كه با پيشنهاد فيش برای بردن دخترشان به يك جشن روبرو شدند، مخالفتی نكرده و به وی اجازه چنين كاری را دادند. فيش بجای اينكه گراس را بجشن ببرد، به كلبه خود در وچستر کانتی نيويورك برده و دختر ۱۲ ساله را خفه كرده، سر او را بريده و بدنش را مثله كرد. سپس قطعات بدن وی را در داخل قابلمه انداخته و با پياز و هويج پخت. فيش پس از اين جنايت ناپديد شد. چندين سال بعد خانواده گراس نامه‌ای را از فيش دريافت كردند كه در آن فیش آنچه را كه برسر دختر آنها آورده بود، جز بجز تشريح كرد. ماموران با استفاده از آدرس روی پاكت نامه توانستند فيش را در خانه‌ای اجاره‌ای در مانهتن نیویورک بدام اندازند.




فيش دستگير و سريعا محاكمه شد. هيات منصفه سابقه روانی‌ وی را ناديده انگاشته و او را به اعدام با صندلی‌ الکتریکی‌ محكوم كرد.




عكسبرداری با اشعه ايكس از وجود ۲۹ سوزن در كشاله ران وی خبر داد كه وی طبق عادت به بدن خود فرو می‌‌كرد. فروكردن سوزن به بدن قربانيان از جمله علاقه مندیهای فيش بود. فيش در ۱۶ ژانويه سال ۱۹۳۶ اعدام شد. وی پيش از اعدام حتی به مامور اجرای اعدام خود كمك كرد تا كمربندهای صندلی‌ الکتریکی‌ را به پاهايش ببندد. آخرين جمله‌ای كه وی بزبان راند اين بود: "من سالها پيش در خشکسالی كه در چين روی داد، بخوردن گوشت انسان علاقه مند شدم . خیلی‌ خوشمزه است . گوشت دختران لذيذتر از پسران كوچولو است . "







 وی اعتراف كرد كه سالها سوزنها را به بدن خود فرو می كرده است و در می آورده است. در عین حال گفت كه علاقه بسیاری داشت كه سوزن‌ها را به بدن قربانیان خود فرو كند. بنظر می رسید وی از اینكه دیگران رنج بكشند خوشحال می شده است حتی پنبه را به الكل آغشته كرده و آن را روشن می كرد و به روی بدن قربانیان خود می انداخت. وی در ۱۶ ژانویه سال ۱۹۳۶ در سینگ سینگ نیویورك اعدام شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر