۴.۱.۹۶

در اوج آسمان خورشید رخشان


سپیده‌دم نسیمی روح پرور
وزید و کرد گیتی را معنبر

تو پنداری ز فروردین و خرداد
بباغ و راغ، بد پیغام آور

برخسار و بتن، مشاطه کردار
عروسان چمن را بست زیور

گرفت از پای بند سرو و شمشاد
سترد از چهره گرد بید و عرعر

زگوهر ریزی ابر بهاری
بسیط خاک شد پر لؤلؤ تر

مبارکباد گویان در فکندند
درختان را بتارگ سبز چادر

نماند اندر چمن یک شاخ کانرا
نپوشاندند رنگین حله دربر

ز بس بشکفت گوناگون شکوفه
هوا گردید مشکین و معطر

بسی شد بر فراز شاخساران
زمرد، همسر یاقوت احمر

بتن پوشید گل استبرق سرخ
بسر بنهاد نرگس افسر زر

بهاری لعبتان آراسته چهر
بکردار پریرویان کشمر

چمن با سوسن و ریحان منقش
زمین چون صحف انگلیون مصور

در اوج آسمان خورشید رخشان
گهی پیدا و دیگر گه مضمر

فلک از پست رائیها مبرا
جهان ز الوده کاریها مطهر.....

پروین اعتصامی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.