۱۶.۱۱.۹۵

بااین همه هم امیدواریم


گر چه ز جهان جوی نداریم
هم سر بجهان فرو نیاریم

زان جا که حساب همت ماست
عالم همه حبه‌ای شماریم

خود با دو جهان چکار مارا
ما شیفتهٔ یکی نگاریم

کی صید جهان شویم چون ما
در بند کمند زلف یاریم

در دل همه مهر او نویسیم
بر جان همه عشق او نگاریم

این خود همه هست بر دراو
از خاک بتر هزار باریم

ما خود خجلیم از رخ یار
با آنکه زعشق زار زاریم

از کردهٔ خود سیاه‌روییم
وز گفتهٔ خویش شرمساریم

رویش بکدام چشم بینیم
وصلش بچه روی چشم داریم

ما در خور او نه‌ایم لیکن
بااین همه هم امیدواریم

ای دوست گناه ما همین است
کز دیده وجانت دوست داریم

بر بوی نظارهٔ جمالت
دیری است که ما درانتظاریم

یکره بنگر سوی عراقی
بنگر که چگونه جان سپاریم.

عراقی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.