۲۳.۹.۹۵

من نمی گویم تا کجا رفتم

 باتو دیشب تاکجا رفتم
تاخدا وانسوی صحرای خدا رفتم
من نمی گویم ملایک بال دربالم شنا کردند
من نمی گویم که باران طلا آمد
لیک ای عطر سبز سایه پرورده
ای پری که باد میبردت
از چمنزار حریر پرگل پرده
 

تا حریم سایه های سبز
تا بهار سبزه های عطر
تا دیاری که غریبی هایش میآمد بچشم آشنا

رفتم.









هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.