۳.۸.۹۵

شوربختی بین که عیشم شور شد


دیدهٔ بختم دریغا کورشد
دل نمرده، زنده اندر گورشد

دستگیرایدوست این بخت مرا
تانبیند دشمنم کو کورشد

بارگاه دلکه بودی جای تو
بنگراکنون جای مار ومور شد

بی‌لب شیرینت عمرم تلخ گشت
شوربختی بین که عیشم شور شد

دل قوی بودم به امید تو، لیک
دل ندادی، خسته زان بینور شد

شورعشقت تافتاد اندرجهان
چون دل من عالمی پرشور شد

عارت آمد ازعراقی، لاجرم
بی‌تو مسکین بی‌نوا وعور شد.

عراقی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.